اشکی

لغت نامه دهخدا

اشکی. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان که در 15000گزی شمال باختری ده شیخ و 2000گزی دسردی واقع است. منطقه ای کوهستانی و گرمسیر است و سکنه آن 300 تن است که سنی اند و بلهجه کردی سخن میگویند. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و لبنیات است و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه باباجانی هستند. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بابا جانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان که در ۱۵٠٠٠ گزی شمال باختری ده شیخ و ۲٠٠٠ گزی دسردی واقع است. منطقه کوهستانی گرمسیر است.

جمله سازی با اشکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این تن فرسوده جامی خاک بودی کاشکی بر سر راهی که آن چابک سوار آمد برون

💡 اشکی که می‌دارم نهان از غیرت اندر چشم‌تر که برکشایم یک زمان روی زمین جیحون شود

💡 شکار افکن به درد اضطراب من چه پردازد نم اشکی به چشمی حلقهٔ فتراک می‌گردم

💡 اشکی (ثلاث باباجانی)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه ایران است.

💡 ارتم یاشکین (اوکراینی: Артем Олександрович Яшкін؛ زادهٔ ۲۹ آوریل ۱۹۷۵) بازیکن فوتبال اهل اوکراین است.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز