فرهنگ معین
(جَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - کشانیدن، آوردن. ۲ - دستگیر کردن، بازداشت کردن.
(جَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - کشانیدن، آوردن. ۲ - دستگیر کردن، بازداشت کردن.
( مصدر ) کشانیدن آوردن: ( ( او را بمحکمه جلب کردند. ) )
attirare
کشانیدن، آوردن.
دستگیر کردن، بازداشت کردن.
💡 چیست میراث او طلب کردن؟ در دو شب خرج یک جلب کردن
💡 آیهٔ سورهٔ احزاب را مخصوصِ موردی میدانستهاند که زنِ آزاد یا مطلقِ زن، موردِ مزاحمتِ افرادِ ولگرد قرار میگرفته است [...] افرادی که در کوچهها و خیابانها مزاحمِ زنان میگردند از نظرِ قانونِ اسلام مستحقِ مجازاتِ سخت و شدیدی میباشند. تنها مثلاً آنها را به کلانتری جلب کردن و تراشیدنِ سرِ آنها کافی نیست، بسیار سختتر باید مجازات شوند. قرآن میفرماید: [متن آیات یادشده] یعنی اگر اینها دست از عملِ زشتِ خود برندارند تو را فرمان میدهیم که به آنها حمله بری که دیگر جز اندکی در پناهِ تو نخواهند بود.