( آندون ) آندون. ( ق ) آنجا. مقابل ایدون، اینجا:
راه تو زی خیر و شرّْ هر دو گشاده ست
خواهی ایدون گرای و خواهی آندون.ناصرخسرو. || بدانسوی. بدان جهت:
خواسته چونان دهد که گوئی بستد
روی گه ایدون کند ز شرم گه آندون.فرخی. || چنان. مقابل ایدون، چنین. صاحب فرهنگ منظومه گفته است:
مثل آندون چنان، چنین ایدون
آگه آژیر بودن از چه و چون.
|| آنگاه. آن زمان. آن دم. ( جهانگیری ).
اندون. [ اَ ] ( ق ) آنجا. مقابل ایدون؛ اینجا. ( یادداشت مؤلف ):
زان همی خواهی که دائم می خوری تا چون زنان
سر ز رعنائی گهی ایدون و گه اندون کنی.ناصرخسرو.و رجوع به آندون و انذون شود.
اندون. [ اَ ] ( اِ ) گچ. || مرهم. || مشمع. ( ناظم الاطباء ).
( آندون ) (ق. ) ۱ - آن جا. ۲ - بدان سوی، بدان جهت. ۳ - آنچنان.
( آندون ) ۱. [مقابلِ ایدون] آنجا.
۲. آن سوی: خواسته چونان دهد که گویی بستد / روی گه ایدون کند ز شرم گه آندون (فرخی: ۲۸۹ ).
۳. [مقابلِ ایدون] آنگاه، آن زمان.
آنجا، آنسوی، آنگاه، آن زمان، مقابل ایدون که به معنی اکنون واین زمان واینجااست
گچ. یا مرهم. یا مشمع
(قدیم): به آنسوی، به آنطرف، آنجا، بدان سوی، بدان جهت. آنچنان. مقابل ایدون. خواسته چونان دهد که گویی بستد/ روی گه ایدون کند ز شرم، گه آندون. «فرخییزدی»
آندون ممکن است تغییر یافته آندُن بوده که این اصطلاح در زبان معیار باستان به دو بخش آن - دُن قابل تجزیه است؛ و معنی باستانی آن، برگشتن، برگشتن بخت، برگشتن یا عادت به انصراف کسی یا چیزی بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبورا آکاگو (油赤子؟, «نوزاد روغنی») نوعی روح یا شبح نوزاد در فولکلور ژاپنی است. آبورا آکاگو یک یوکای از ولایت اومی است که در کتاب کونجاکو گازو زوکو هیاکی اثر تورییاما سکیئن در اواسط دوره ادو، به عنوان روح نوزادی که روغن را از یک لامپ آندون بیرون میکشد، به تصویر کشیده شدهاست. آنها نوعی «هی نو تاما» یا گلولهٔ آتشین هستند، اما میتوانند شکل یک نوزاد را نیز به خود بگیرند.
💡 بندرگاهی در آندوستار و مهمترین شهر نومنور است. چون در بیشتر مواقع کشتیهای تول ارسئا در آنجا پهلو میگیرند. نام آندونیه در کوئنیا به معنی «شفق» است. والاندیل نخستین کسی بود که نام فرمانروای آندونیه را دریافت کرد در نتیجه جانشینان او عنوان رهبران «وفادار» را به خود گرفتند. آنها نقش مهمی در سیاستهای نومنور بازی میکنند.
💡 آبورا آکاگو برای نخستین بار به شکل گویهای مرموز آتشین ظاهر شدند که بی اراده در آسمان شب شناور هستند. آنها از خانهای به خانهٔ دیگر روانه میشدند و با ورود به هر خانه، به شکل نوزادانی کوچک تبدیل میشوند. آنها در کالبد نوزاد، روغن چراغهای نفتی و فانوسهای کاغذی (آندون) را میلیسند. پس از اتمام روغن چراغها، دوباره به گوی تبدیل شده و در هوا پرواز میکردند.
💡 وقتی تاریکی بر نومنور سایه انداخت، آرمنلو بزرگتر و مهمتر از آندونیه شد و در اواخر دوران سلطه باقی ماندهٔ گروه وفادارن از جمله فرزندان فرمانرواهای پیشین به آنها برچسب مخالفت با شاه زده شد و به رومنا و دیگر نواحی شرقی تبعید شدند.