افخم

لغت نامه دهخدا

افخم. [اَ خ َ ] ( ع ن تف ) بزرگ قدرتر. گرانمایه تر. ( ناظم الاطباء ). بزرگتر. ( آنندراج ). فخیم تر. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(اَ خَ ) [ ع. ] ۱ - (ص تف. )بزرگوارتر. ۲ - (ص. ) ارجمند.

فرهنگ عمید

۱. بزرگوارتر.
۲. بزرگ قدرتر، گرانمایه تر، بلندپایه تر.

فرهنگ فارسی

بزرگوارتر، بزرگ قدرتر، گرانمایه تر، بلندپایه تر
۱ - ( صفت ) بزرگوارتر بلندپایه تر. ۲ - ( صفت ) ارجمند بزرگ قدر: حضرت اجل اکرم افخم...

فرهنگ اسم ها

اسم: افخم (پسر) (عربی) (تلفظ: afkham) (فارسی: اَفخم) (انگلیسی: afkham)
معنی: ارجمند، بزرگ قدر، بزرگوار، گرانمایه

ویکی واژه

بزرگوار
ارجمند.

جمله سازی با افخم

💡 جناب صاحب اعظم خدیو افخم اکرم ربیع گلشن عالم بهار عالم امکان

💡 سردار افخم، از سران دورهٔ استبداد بود و در زمان محمدعلی‌شاه در گیلان حکومت داشت. در محرم ۱۳۲۷ ه‍.ق که ملی‌گراها و آزادی خواهان گیلان قیام کردند، او را کشته و شهر را گرفتند.

💡 بهروز افخمی نیز فیلم فرزند صبح زندگی خمینی را به تصویر می‌کشد که بخش عمده فیلم مربوط به دوران پیش از هفت سالگی وی است. مراحل تهیه این فیلم تاکنون بارها به دلایل مختلف به تعویق افتاده است.

💡 در واکنش به انتخاب احمد شهید، مرضیه افخم این انتخاب را سیاسی و جهت‌دار دانست و عنوان کرد که کشور متبوعش انتصاب وی را به رسمیت نمی‌شناسد.

💡 میرزا احمد خان افخم‌السلطنه بیات از خوانین و ملاکان آذربایجان و نماینده ماکو، خوی و سلماس در دوره هجدهم مجلس شورای ملی بود.

💡 این مستند در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۹۴ با حضور بهروز افخمی در حوزه هنری رونمایی شد.