آساد

لغت نامه دهخدا

( آساد ) آساد. ( ع اِ ) ج ِ اَسَد.

فرهنگ فارسی

( آساد ) جمع اسد

فرهنگ اسم ها

اسم: آساد (پسر) (عربی) (تلفظ: āsād) (فارسی: آساد) (انگلیسی: asad)
معنی: شیرها و شیران، ( اَعلام ) پسر مهر گشسب، پدر فرخ داد پارسی، ( در عربی ) آساد جمع اَسَد است به معنی شیرها و شیران

ویکی واژه

شیرها، شیران. جمع اسد. آن گورانِ خر طبع را گور، سوی مرابض آساد می‌دواند. «زیدری»
آساد ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش آس - آد قابل تجزیه باشد؛ و به معنی طلب شهرت، جویای نام و مانند آنها بوده است.

جمله سازی با آساد

💡 رسوم و عادت اجداد از این پسر بینی چنانچه عادت آساد بینی از اشبال

💡 پسران وی آرتاش آسادریان و تیگران آسادریان به مانند پدرش خوانندگی می‌کند.

💡 آسادورا با سریال‌هایی مانند اوشین (سال‌های دور از خانه به برخی از محبوب‌ترین برنامه‌های تلویزیون ژاپن تبدیل شده‌است که در مجموع امتیاز ۵۲٫۶ درصدی را برای سریال به دست آورده‌است.

💡 آرام هاپتی آسادریان (ارمنی: Արամ Հաբեթի Ասատրյան؛ ۳ مارس ۱۹۵۳ – ۷ نوامبر ۲۰۰۶) یک موسیقی‌دان، ترانه‌پرداز، شاعر، فیلم‌ساز و بازیگر اهل ارمنستان بود.

💡 در سال ۲۰۱۱، آواگ آسادوریان، اسقف اعظم کلیسای حواری ارمنی در عراق از این روستا بازدید نمودند.