آمین گوی

ویکی واژه

آمین‌گو
(مجاز): دعا کننده. آمین‌گوی پایدار سلطنت و سلامت جان شاه شده. «شهری»

جمله سازی با آمین گوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دعای دولتت هر گه که بگشاید زبان چون بود ز اخلاص آمین گویدش روح الامین

💡 سایه لطفت بماند تا قیامت در جهان ما دعا گفتیم و آمین گوی ما جبریل شد

💡 هرچه گوبم ز وطن‌خواهی و آئین گویم بلدی جان تو دعاکن که من آمین گویم

💡 در موافق جملهٔ کروّبیان جمله آمین گوی بودند آن زمان

💡 در پایان مراسم مذهبی، همه حاضران با صدای یکپارچه و با حالتی متواضعانه، نقش یک آمین گوی واقعی را ایفا کرده و دعا می‌خواندند.

💡 او با رفتاری بسیار متواضعانه و در نقش یک آمین گوی در میان جمعیت، به دعا و نیایش برای شفای بیماران مشغول بود.

💡 آن پیرمرد با وقاری خاص، در هر مراسمی که شرکت می‌کرد، مانند یک آمین گوی با ایمان، به ذکر نام خداوند و دعا می‌پرداخت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران