تسبب

لغت نامه دهخدا

تسبب. [ ت َ س َب ْ ب ُ ] ( ع مص ) سبب قرار دادن. تسبب الیه،جعله الیه سبباً. ( از متن اللغة ). سبب شدن: تسبب بالامر؛ کان سبیاً له ُ. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || زحمت کشیدن ( ناظم الاطباء ). || خواستن اسباب. ( ازاقرب الموارد ) ( از المنجد ). || توسل: تسبب به الیه؛ توسَّل. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

فرهنگ معین

(تَ سَ بُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - سبب شدن. ۲ - سبب جستن، راه جستن. ۳ - زحمت کشیدن.

فرهنگ عمید

۱. سبب شدن.
۲. سبب جستن، طلب اسباب کردن.

ویکی واژه

سبب شدن.
سبب جستن، راه جستن.
زحمت کشیدن.

جمله سازی با تسبب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در توکل تو بگویی که سبب سنت ماست در تسبب تو نکوهیدن اسباب کنی

💡 شیخ بوعلی رودباری٭ حکایت کرده از وی، بنان گفت: من کان یسره ما یضره متی یفلح؟ پرسیدند ویرا از مهینه احوال صوفی. گفت: الثقة بالمضمون والقیام بالاوامر و مراعات السر والتخلی من الکونین بالتسبب بالحق. قال الدقی سمعت بنان یقول: ان افردته بالربوبیة افردک بالعنایه والامر بیدک ان نصحت صافوک و ان خلطت خلوک.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز