الصاق. [ اِ ] ( ع مص ) به چیزی چسبیدن و چسبانیدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). چسبانیدن. ( منتهی الارب ). بچیزی وادوسانیدن. ( مصادر زوزنی ). بچیزی بادسانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ).دوسانیدن. چفسانیدن. اِلزاق. اِلساق: الصاق تمبر. || پی کردن شتر. عقر. ( از اقرب الموارد ).
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) چسبانیدن.
چسباندن.
چسباندن، چسبانیدن
( مصدر ) چسبانیدن چسپانیدن دو سانیدن.
الصاق (attachment)
فایل ضمیمه به پیغام های پست الکترونیکی. این فایل دقیقاً کپی فایل اصلی است که در رایانه فرستنده قرار دارد. این فایل می تواند یک سند، یک برنامه اجرایی و یا یک فایل فشرده شده باشد که از چندین قسمت تشکیل شده است.
چسباندن.
💡 به رغم همراهی وزارت کشور، ستاد ایشان در معرفی نمایندگان ضعف داشت، بهطوریکه حتی برای دادن فتوکپی شناسنامه و الصاق عکس به آن نیز مشکل داشتند و هر روز کار را به تأخیر میانداختند که بهعنوان نمونه میتوان به شهر تهران اشاره داشت.»
💡 طرح شناسنامه دار شدن کالاهای دندانپزشکی از طریق الصاق برچسب اطلاعات کالا همراه با هولوگرام بر روی تمام کالاها و مواد دندانپزشکی با همکاری شرکتها و اطلاعرسانی همزمان به دندانپزشکان در مورد کالاها و مواد تقلبی نیز در این اداره انجام شده و هماکنون نیز در حال پیگیری است.
💡 به هرحال توبهنامه باب بهدست ارباب کیخسرو در کتابخانه مجلس ضبط شده و او شرحی دربارهٔ چگونگی بهدستآمدن آن به خط خود نوشته و بر روی صندوق محل نگهداری توبهنامه الصاق کرد.
💡 اختیارات رئیسجمهور آمریکا شامل قدرتهایی که صریحاً در اصل دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا قانون اساسی ایالات متحده آمریکا به رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا واگذار شده، قدرتهای رییس جمهور بر اساس لوایح کنگره، اختیارات تلویحی، و همچنین قدرت نرم که به ریاست جمهوری الصاق شده میشود.