آبدارک
لغت نامه دهخدا
( آبدارک ) آبدارک. [ رَ ] ( اِ مرکب ) نام مرغکی است که به عربی صعوه گویند. ( از ربنجنی ).
فرهنگ معین
( آبدارک ) (رَ ) (اِمر. ) دم جنبانک، گازر.
فرهنگ عمید
( آبدارک ) = دم جنبانک
فرهنگ فارسی
( آبدارک ) ( اسم ) پرند. کوچکی است از تیر. گنجشکان گازر گازرک سنگانه دم جنبانک صاحاب کچل ( نواحی خراسان ).
نام مرغکی است که بعربی صعوه گویند
ویکی واژه
(جانوری): دمجنبانک، گازر، صعوه.
جمله سازی با آبدارک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دو انگشت نی سرانگشتش کار صد تیغ آبدارکند