آبک

لغت نامه دهخدا

( آبک ) آبک. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) جیوه. سیماب.آبَق. زیبق، باصطلاح کیمیاگران. ( تحفه ):
مِس وجود من شود از می بسان زر
گویی که می چو آبک از اجزای کیمیاست.خجسته.
آبک. [ ب َ ] ( ع صوت ) وَیْلَک. هلاک باد ترا.
آبک. [ ب َ ] ( اِخ ) نام جائی است.
آبک. [ ب َ / ب ِ / ب ُ ] ( اِ ) آبله. جدری.
آبک. [ ب ُ ] ( ص ) هر چیز پرآب. ( از برهان ).
ابک. [ اَ ب َک ک ] ( ع ص ) سال قحط. || کسی که فراهم و مزدحم سازد خران و مواشی و مانند آن را. ( منتهی الارب ). || مزدوری که سعی کند درامور اهل خود. || بریده دست. ج، بُکّان.
ابک. [ اَ ب َک ک ] ( اِخ ) نام جائی است.

فرهنگ معین

( آبک ) (بَ ) (اِمر. ) سیماب، جیوه.

فرهنگ عمید

( آبک ) ۱. آب اندک.
۲. [قدیمی] در کیمیاگری، جیوه یا سیماب.

فرهنگ فارسی

( آبک ) ( اسم ) جیوه سیماب.
جیوه سیماب هلاکت باد تو را هر چیز پر آب
دراصطلاح کیمیاگران: جیوه یاسیماب، آبق
نام جایی

ویکی واژه

آب کم.
سیماب، جیوه.
آبُک: در گویش گنابادی یعنی آبکی، شُل.

جمله سازی با آبک

💡 ز شرم سرنوشتی‌کز ازل بنیاد من دارد عرق در چین پیشانی زمین آبکن دارد

💡 آبکلایه یک یک روستا در ایران است که در شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده‌است. آبکلایه یک ۳۸ نفر جمعیت دارد.

💡 همچنین عبارت آبکافت اسید برای برخی واکنش‌های افزایشی هسته‌دوستی مانند فروکافت اسیدی آبکافت نیتریل به آمیدها نیز گفته می‌شود.

💡 آبکسر، روستایی است از توابع بخش کلیجان‌رستاق شهرستان ساری در استان مازندران ایران.

💡 منم آبکس که عارف بوسعید است کمالم در جنید و با یزید است

💡 به ذوق‌ کوثر و الوان نعمت خون مخور بیدل بهشت آن بس ‌که یابی نان‌ گرم و آبک سردی

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز