اصطلاحی بنیادین در علم منطق است که به لفظ مفردی اطلاق میشود که فاقد دلالت مستقل و تام است. به بیان دیگر، از جمله اجزای کلام هستند که به تنهایی قادر به انتقال معنایی کامل نیستند و برای ایفای نقش خود نیازمند پیوستن به واژهای دیگر هستند. این مفهوم با تعریف «لفظ مفرد غیرتام» که توسط متفکرانی چون علامه حلی مطرح شده، همراستا است؛ زیرا دلالت این الفاظ به خودی خود کامل نیست و تنها در ترکیب با سایر اجزای جمله، معنای مقصود را میرسانند. نمونههای رایج این دستهبندی شامل حروف اضافه در زبانهای مختلف، نظیر «مِن» و «إلی» در عربی، یا «از» و «تا» در زبان فارسی است که بدون کلمات دیگر، ابهام معنایی دارند.
وجه تسمیه لفظ «ادات» برای این دسته از الفاظ، ریشه در معنای لغوی آن، یعنی «ابزار» یا «وسیله»، دارد. این نامگذاری به درستی منعکسکننده کارکرد این الفاظ در ساختار جملات است؛ ادات در واقع ابزاری هستند که برای پیوند دادن و ترکیب معانی مستقل (اسماء و افعال) به یکدیگر به کار میروند و انسجام معنایی متن را تضمین میکنند. این ابزارها، مانند رابطهایی عمل میکنند که اجزای جمله را به هم متصل ساخته و از درهمریختگی معنایی جلوگیری مینمایند. بنابراین، نقش ادات، نقشی رابطهای و تسهیلکننده در برقراری ارتباط معنایی دقیق است.
بر اساس دستهبندیهای منطقی و نحوی، به چند دسته اصلی تقسیم میشوند که هر یک کارکرد ویژهای در ساختار کلام ایفا میکنند. این اقسام شامل رابطه است که وظیفه اصلی ایجاد اتصال معنایی را بر عهده دارند، غیررابطه که تعاریف و کارکردهای متفاوتی را شامل میشوند، «ادات سلب» که برای نفی و انکار به کار میروند، عدول که برای انحراف یا تغییر مسیر معنایی به کار میروند، و در نهایت استثنا که برای بیان موارد استثنایی از حکم کلی استفاده میشوند. این تقسیمبندیها نشاندهنده گستردگی و ظرافت نقش این اجزای به ظاهر ساده در ساختار دقیق زبان و استدلال منطقی است.
ادات. [ اَ ] ( ع اِ ) اَداة. آلت. آلت حصول. ( وطواط ). آلت حصول چیزی. افزار. ابزار. دست افزار. ( بحر الجواهر ) ( مهذب الاسماء ). ساز. سازکار. ساختگی. ج، ادوات: هر دو یگانه روزگار بودند در همه ادوات فضل. ( تاریخ بیهقی ص 101 ). و دیگر ادوات بزرگی و مهتری دانیم که ما را معذور دارد [ قدرخان ]. ( تاریخ بیهقی ص 217 ).
- ادات بناء؛ اسباب او.
- ادات حرب؛ سلاح جنگ: قال التنوخی: و کان [ ابن الجراح احمدبن محمد ] احدالفرسان یلبس اداته و یرکب فرسه و یخرج الی المیدان و یطرد الفرسان. ( معجم الأدباء یاقوت چ مارگلیوث ج 2 ص 79 س 2 ).
- ادات نجار؛ آلات او.
|| سبب. || یکی از اقسام کلمه که در اصطلاح نحویین حرف گویند. به اصطلاح علمی حرف که در مقابله اسم و فعل باشد و آن لفظی است که بدان اسم را بفعل ربط دهند. ( غیاث اللغات ). در نزد علماء نحو و ارباب منطق حرف باشد که یکی از اقسام سه گانه کلمه است و در مقابل اسم و فعل ایراد شود. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). ج، اَدوات.
اداة. [ اَ ] ( ع اِ ) رجوع به ادات شود.
اداة. [ اَ ] ( اِخ ) نام کوهی. ( مراصدالاطلاع ).
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) افزار، ابزار، آلت، وسیله.
۱. ابزار، افزار، آلات.
۲. (ادبی ) کلمه ای که به تنهایی معنی مستقلی ندارد: ادات شرط.
ابزار، افزار، آلت، ادوات جمع
( اسم ) ۱ - افراز ابزار دست افزار آلت آلت حصول چیزی. ۲ - (ادب ) یکی از قسمتهای کلمه که در اصطح نحویان حرف گویند. به اصطح علمی حرف که در برابر اسم و فعل باشد و آن لفظی است که بدان اسم را به فعل ربط دهند. جمع: ادوات. یا ادات استفهام. کلمه ای مه برای پرسش بکار رود مانند: کی کجا چگونه چرا در فارسی. و من ما کیف در عربی. یا ادات تشبیه. کلمه ای است که برای مانند کردن چیزی به چیزی بکار میرود لفظی که بر تشبیه دلت کند چنانکه در فارسی: چون چو و مانند آنها و در عربی کاف و کان و جز آنها.
ادات (منطق). ادات اتصال یا ادات شرط. اداتی که در قضیۀ شرطیۀ متصله بر سر مقدم درمی آید و آن را به تالی پیوند می دهد، مانند «اگر» در قضیۀ «اگر خورشید برآید، زمین روشن می شود».
ادات عناد یا ادات انفصال. در اصطلاح منطق، اداتی است که در قضیه( های) شرطیۀ منفصله به منزلۀ رابط به کار می رود و اجزای قضیه را از هم می گسلد و بین آن ها ناسازگاری پدید می آورد، مانند لفظ «یا» در قضیۀ «هر عدد یا فرد است یا زوج».
ادات جزای شرط. در اصطلاح منطق، اداتی که در قضیه( های) شرطیۀ متصله بر سر تالی درمی آید و آن را به مقدم پیوند می دهد، مانند حرف «ف» متصل به «النهار» در قضیۀ «اذا طلعت الشمس، فالنهار موجود» (چون خورشید برآید، آن گاه روز پدید آمده است).
ادات زمانی یا رابطۀ زمانی. لفظی که گذشته از پیونددادن موضوع به محمول، دارای مفهوم زمان نیز هست و بر پیوندداشتن نسبت حکمیه به یکی از سه زمان گذشته، حال یا آینده دلالت دارد. مانند فعل «بود» که اِسناد موضوع به محمول را در زمان گذشته بیان می دارد.
ادات غیر زمانی یا رابطۀ غیر زمانی. اداتی که بدون دلالت بر معنی زمان، محمول را به موضوع پیوند می دهد، مانند «است» در قضیۀ «هوا گرم است» که گرمی را به طور مطلق به هوا نسبت می دهد.
ادات جدل. توانایی هایی است در تشخیص و تبیین پاره ای از امور که جدل به تحصیل آن حاصل آید. به چهار قسم تقسیم می شود: ۱. توانایی تعیین و تشخیص اقسام قضایای مشهوره؛ ۲. توانایی شرح و بیان امور مشابه؛ ۳. توانایی تشخیص وجوه افتراق میان دو امر مختلف؛ ۴. توانایی تشخیص وجوه اجتماع میان دو امر مختلف.
[ویکی فقه] ادات یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای لفظ مفرد، فاقد معنای مستقل است.
ادات از اقسام لفظ مفرد است که به تنهایی، معنای مستقلی ندارد و در دلالت بر معنای خود به انضمام لفظ دیگر نیاز دارد؛ مانند: «من» و «الی» در عربی، و «از» و «تا» در فارسی؛ مثل: از قم تا تهران مسافرت کردم.علامه حلی می گوید: لفظ مفرد غیر تام، لفظی است که دلالت آن به خودی خود کامل و مستقل نباشد و در دلالت بر معنای خود به انضمام لفظ دیگری نیازمند باشد؛ مثل: حرف با در جمله کتبت بالقلم.
وجه تسمیه
وجه تسمیه مفرد غیر تام به ادات، که درلغت به معنای ابزار است، این است که در واقع، این قبیل الفاظ، آلت و ابزار ترکیب بعضی الفاظ با بعضی دیگرند.
اقسام ادات
اقسام ادات عبارت اند از: ادات رابطه، ادات غیر رابطه، ادات سلب، ادات عدول و ادات استثنا.
[ویکی فقه] ادات (ابهام زدایی). واژه ادات ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • ادات (علم منطق)، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق و به معنای لفظ مفرد، فاقد معنای مستقل• ادات (ادبیات فارسی)، یکی از اصطلاحات به کار رفته در ادبیات فارسی و به معنای لفظ مفرد فاقد معنای مستقل
...
[ویکی فقه] ادات (ادبیات فارسی). ادات به کلمه ای گفته می شود که به تنهایی معنی مستقلّی ندارد و معنی آن در کنار کلمه ای دیگر مشخص می شود مانند: بر، از، که.
در بسیاری از متون دستوری قدیم، ادات ابزاری برای ربط دادن کلمات، گروه ها یا جملات، نشان دادن نقش دستوری آن ها، تاکید و تشدید معنی یا افزودن معنایی به کلمه ای دیگر است. بر این اساس، در این متون حروف اضافه، کلمات پرسشی و برخی قیود را «ادات» دانسته اند، زیرا حروف اضافه، مفعول غیرصریح را، نقش نماهای ندا، منادا را، کسرۀ اضافه، مضاف الیه را، کلماتی مانند «هم» و «که» کلمه یا گروه مورد تاکید را، «آیا»، «چرا» و کلمات پرسشی دیگر، مانند «چه»، «کجا»، «کی»، «کدام»، «کدامین»، یکی از اجزای جمله را و قیود استثنا، مانند «مگر» و «الّا»، کلمه و گروه مورد استثنا را نشان می دهند؛ مانند: کتاب را به مریم دادم.
افعال ربطی از نظر خیام پور
بعضی از اهل ادب، افعال ربطی را نیز در زمرۀ ادات طبقه بندی می کنند؛ به اعتقاد خیام پور افعال ربطی استقلال معنایی ندارند و تنها برای ربط دادن و اسناد مسند به مسندٌالیه و نشان دادن نقش این دو به کار می روند و به همین جهت جزو حروف شمرده می شوند؛ مانند: کتاب بهترین دوست انسان است.
سایر ادات
سایر کلمات و مقولاتی که به عنوان ادات معرفی شده اند عبارت اند از: ممیز یا شمارگرِ «تا» و گروهی از اصوات مانند: اَه!، به به !.برخی، دستورها از جمله دستور سخن و قواعد صرف و نحو فارسی. بسیاری از پیشوندها و پسوندها را در زمرۀ ادات به شمار آورده اند؛ از جمله «-ک» را ادات تصغیر، «-ی» را ادات نسبت، «نا-» را ادات نفی، «- ستان»، «-سار» و «-گاه» را ادات اسم مکان، «-گین» را ادات نسبت و «-می» را ادات استمرار دانسته اند.
سعادت، اسماعیل، دانش نامه زبان و ادب فارسی، تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴، ج۱، ۲۴۲.
...
[ویکی فقه] ادات (علم منطق). ادات یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای لفظ مفرد، فاقد معنای مستقل است.
ادات از اقسام لفظ مفرد است که به تنهایی، معنای مستقلی ندارد و در دلالت بر معنای خود به انضمام لفظ دیگر نیاز دارد؛ مانند: «من» و «الی» در عربی، و «از» و «تا» در فارسی؛ مثل: از قم تا تهران مسافرت کردم.علامه حلی می گوید: لفظ مفرد غیر تام، لفظی است که دلالت آن به خودی خود کامل و مستقل نباشد و در دلالت بر معنای خود به انضمام لفظ دیگری نیازمند باشد؛ مثل: حرف با در جمله کتبت بالقلم.
علامه حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید، ص۱۱.
وجه تسمیه مفرد غیر تام به ادات، که درلغت به معنای ابزار است، این است که در واقع، این قبیل الفاظ، آلت و ابزار ترکیب بعضی الفاظ با بعضی دیگرند.
خوانساری، محمد، منطق صوری، ص۶۵.
اقسام ادات عبارت اند از: ادات رابطه، ادات غیر رابطه، ادات سلب، ادات عدول و ادات استثنا.
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۱۴-۱۵.
...
افزار، ابزار، آلت، وسیله.