ویکی واژه
آبوجاه
(قدیم)آب و جاه، دارای شوکت و جلال.
آبوجاه
(قدیم)آب و جاه، دارای شوکت و جلال.
💡 جان أب و جد به روزگار تو شادند کز هنر توست آب و جاه اب و جد
💡 آن غریبی را وزارت داد شاه یافت عمری در وزارت آب و جاه
💡 درگذر از آب و جاه پایهٔ عزلت گزین کز سر عزلت توان ملک قدم داشتن
💡 با آب و جاه کعبه وجود تو حیض توست هم ز آب چاه کعبه فرو شوی یک سرش
💡 چون حجاب آید وجود این جایگاه راست ناید ملک و مال و آب و جاه
💡 بافته ز آب و جاه و رونق و قدر در پناه کمال این هر چار