( آتش زدن ) آتش زدن. [ ت َ زَدَ ] ( مص مرکب ) آتش اندرزدن. سوزانیدن:
بفرمود تا آتش اندرزدند
همه شهر توران بهم برزدند.فردوسی.- آتش زدن در مالی؛ بگزاف صرف کردن آن، و یا فروختن آن بثمن بخس.
- آتش زدن کسی را؛ او را خشمگین کردن.
- موی کسی را آتش زده بودن؛ درست بوقت رسیدن او.
( آتش زدن ) ( مصدر ) موجب افروختن آتش در چیزی شدن سوزانیدن.
سوزانیدن
آتشزدن
سوزاندن. اگر من میبودم زندهزنده آتششان میزدم. «میرزا حبیب»
💡 از من و غوطه در آتش زدن من یاد آر دست جرات زده هرگه به عنانش باشی
💡 پیرنیا نوشتهاست خشایارشا با تصرف آتن و آتش زدن معابد آن، تا اندازهای مقصود دربار امپراتوری ایران را که تنبیه یونانیان بود حاصل کرد و سپس به پارس بازگشت. پس از شکست مذاکرات بین مردونیه و آتن جنگ شروع شد. ایرانیها مجدداً وارد آتن شدند و آن را بکلی خراب کردند.
💡 خمینی بیدرنگ شاه و ساواک را مقصر آتش زدن دانست و، به دلیل فضای فراگیر انقلابی، مردم نیز علیرغم اصرار دولت مبنی بر عدم دخالت آنها، شاه را مقصر آتشسوزی دانستند. دهها هزار نفر با فریاد «شاه را بسوزان» و "شاه مقصر است!" به خیابانها ریختند.
💡 معصیت را خرد مشمر در دیار بندگی عالمی را می توان آتش زدن از یک شرار
💡 وی زمانی که در انگلستان به عنوان بورسیه وزارت مشغول تحصیل در مقطع دکتری بود و به دنبال فتوای آیتالله خمینی در خصوص قتل سلمان رشدی به همراه تعداد دیگری از دانشجویان ایرانی انتشارات پنگوئن را آتش زدند وی متعاقب این عمل از انگلستان اخراج شد.
💡 با روی کار آمدن پارسها و تشکیل حکومت هخامنشی (۵۵۰–۳۳۰ق. م) هنر قلمزنی تحوّل یافت و از جایگاه ویژهای برخوردار شد و بر روزگار پس از خود تأثیر گذاشت. دوره هخامنشی اوج هنر فلزکاری در زمینههای ریختهگری، چکشکاری، ترصیع و… است. به دلیل حمله اسکندر و آتش زدن تخت جمشید آثار بسیاری نابود شد یا به دستور اسکندر گداخته و به سکه تبدیل شد.