اباض

لغت نامه دهخدا

اباض. [ اِ ] ( ع اِ ) رسنی که بدان خرده دست شتر بر عضد بندند تا دست از زمین برداشته دارد. بند. || نام رگی در پای.
اباض. [ اُ ] ( اِخ ) نام قریه ای بعرض یمامه و خرمابنان ِ آنجا بلندتر از آن دیگر جایها است و جنگ خالدبن ولید با مسیلمه بدانجای بود.
اباض. [ اُ ] ( ع اِ ) بیخ انگدان. بیخ انجدان.
اباض. [ اِ ] ( اِخ ) نام پدر عبداﷲ تمیمی که خوارج اباضیه بدو منسوبند.

فرهنگ معین

(اِ. ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - ریسمانی که به وسیلة آن خردة دست شتر بربندند تا دست از زمین برداشته دارد، بند. ۳ - نام رگی است در پای.

فرهنگ فارسی

ریسمانی که با آن ساق دست شترراببازویش می بندند
( اسم ) بیخ انگدان بیخ انجدان.

جمله سازی با اباض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امارات موجود در عهد امین، همانی بود که در عهد پدرش وجود داشته و دولت خوارج صفریه و اباضیه کما کان در مکان خود استوار بوده، و أبو منصور یسع بن قاسم و عبدالوهاب بن عبدالرحمن بن رستم که از رئوس خوارج صفریه و اباضیه بودند، بر مناطق تحت اشغال خویش حکم‌رانی می‌کردند.

💡 ابراهیم بَیّوض (۲۱ آوریل ۱۸۹۹–۱۴ ژانویه ۱۹۸۱) فقیه اباضی، اندیشمند و کنشگر سیاسی الجزایری در سدهٔ بیستم میلادی/چهاردهم هجری بود. او با استعمار فرانسه بر الجزایر مبارزه کرد و سپس دانشسرای آموزش متوسطه را بنیان‌گذاری نمود. فی رحاب القرآن، المجتمع المسجدی، أعمالی فی الثورة، و حدیث الشیخ الإمام از آثار اوست.

💡 حنفیان بیش از همه به کاربرد استحسان شهرت دارند. مالکیان، حنبلیان، زیدیان و اباضیه نیز کمابیش از استحسان بهره می‌جویند. اما شافعیان، شیعیان و ظاهریان با آن به‌شدت مخالفند.

💡 محمد بن سلیمان بن ادریسو (؟ -۱۸۸۱م) فقیه اباضی، شاعر و نویسندهٔ الجزایری بود. او نابینا بود و بسیار برای اصلاحات تلاش نمود.

💡 اباضیه یا اباضی‌گری یکی از مذاهب اسلام است که از جریان خوارج نشأت گرفته‌است. این فرقه از کهن‌ترین مذاهب اسلامی و تنها گروه باقی‌مانده از خوارج است.

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز