آتش کن
متضادها
خاموش کن
ویکی واژه
آتشکن
(قدیم): گلخنی، تونتاب. آتشکن آمد تا آتش برکند در حمام. «بیغمی»
جمله سازی با آتش کن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یه طعنه گفت پدر کای پسر شکیبا باش چه گونه بر سرِ آتش کنم شکیبایی
💡 نور رایت خلعتی گر در بر آتش کند دود را آید ید بیضا برون از آستین
💡 کار خامان میتوان از پختهگویی ساختن گرمیِ آتش کند کوته، زبانِ خار را
💡 دل در آن... مژگان است هان مفروز چهر ور چنین آتش کنی هم سیخ سوزد هم کباب
💡 سایه زلفت به سر شمشاد سازد شانه را سبز در آتش کند اقبال خالت دانه را