آتش‌سپاری

مترادف‌ها

شعله‌ور کردن، آتش زدن

فرهنگستان زبان و ادب

آتش سپاری
{cremation, incremation, incineration, artificial heat decomposition} [باستان شناسی] سوزاندن جسد مردگان

ویکی واژه

سوزاندن جسد مردگان.

جمله سازی با آتش‌سپاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اسماعیل خویی در ۴ خرداد ۱۴۰۰ در شهر لندن درگذشت. پیکر او بر پایه وصیتش ۵ تیر ۱۴۰۰ در سالن آتش‌سپاریِ گولدرز گرین لندن سوزانده شد.

💡 پلیس اعلام کرد که علت اصلی وقوع این حادثه ناگوار در کارخانه، اقدام عمدی یک فرد ناشناس برای آتش‌سپاری به انبار اصلی مواد شیمیایی بوده است.

💡 مجازات‌های بسیار سنگینی برای افرادی که مرتکب جرم آتش‌سپاری در اماکن عمومی یا ساختمان‌های مسکونی می‌شوند، در قوانین جدید کشور پیش‌بینی شده است.

💡 تیم‌های آتش‌نشانی بلافاصله پس از دریافت گزارش مبنی بر آتش‌سپاری در جنگل‌های وسیع، برای مهار شعله‌ها و نجات حیوانات وارد منطقه شدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران