لغت نامه دهخدا
بالعکس. [ بِل ْ ع َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + عکس )برعکس. برخلاف. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به عکس شود.
بالعکس. [ بِل ْ ع َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + عکس )برعکس. برخلاف. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به عکس شود.
(بِ لْ عَ ) [ ازع. ] ( ق. ) برعکس، به عکس.
بعکس برعکس. بالغدور والاصال: ببامدادان وشامگاهان بصبح و عصر هنگام بام و شام: یا گو بالغدو و الا صال یار جو بالعشی والابکار. ( هاتف )
برعکس، به عکس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر الگوریتم عادی معادل ماشین تورینگ است و بالعکس، هر ماشین تورینگ معادل الگوریتم عادی است. یک نسخه از تز چرچ-تورینگ که در رابطه با الگوریتم عادی فرموله شدهاست، اصل نرمالیزاسیون نامیده میشود.
💡 یکی از نسخههای خطی این رساله که با شمارهٔ ۳۶۶۲ در مجموعهٔ فاتح از کتابخانهٔ سلیمانیه نگهداری میشود، تفاوتهای چشمگیری با دیگر نسخ خطی رساله دارد. در این نسخه فصل پانزدهم مفقود است، عنوان برخی فصول دیگر تفاوت دارد، و چند فصل نسخههای دیگر در آن یافت نمیشود و بالعکس. از دید اون رایت،[ت] استاد بخش موسیقی دانشگاه لندن، وجود این نسخهٔ متفاوت بر ضرورت تصحیح دقیق متن این رساله دلالت دارد.
💡 و قیل: ان الماء اذا کان طاهرا کان حلالا یصلح للشّرب و یصلح للطهور و ان کان نجسا فبالعکس. کذلک المال اذا کان حلالا و بعکسه لو کان حراما.
💡 برخی از افعال به شکل دیگری تبدیل میشوند، به عنوان نمونه «شدن» به «رفتن» تبدیل میشود، مثال: امشب چه زیبا شدی = امشوو طُو قِشَنگ رِفتی. و بالعکس تبدیل (رفتن) به (شدن) مثال: یادت نره = یادت نِشَه
💡 اخلاق ناصری را ویکنز به انگلیسی ترجمه کرد و در سال ۱۹۶۴ میلادی در لندن در قالب «مجموعه میراث ایرانی» چاپ شد. این ترجمه مورد استفاده بزرگ علوی در چاپ کتاب قرار گرفت و بر همین اساس، بزرگ علوی واژهنامهای فارسی - انگلیسی و بالعکس به کتاب افزود.
💡 وقتی الکترونهای آزاد (چه در خلاء و چه در فلزات) حرکت میکنند یک شاره خالص از بار تولید میکنند که جریان الکتریکی نامیده میشود و باعث ایجاد یک میدان مغناطیسی میشود و بالعکس میتوان با یک میدان مغناطیسی متغیر، جریان الکتریکی تولید نمود. این برهمکنشها را میتوان با استفاده از معادلات ماکسول به زبان ریاضی بیان نمود.