لغت نامه دهخدا
ارزنده. [ اَ زَ دَ / دِ ] ( نف ) که ارزد. دارای ارزش:
اندر بن شوراب زبهر چه نهاده ست
چندین گهر و لولو ارزنده زیبا.ناصرخسرو.منده من نگار صوفی طبع
آن بصد جان صافی ارزنده.سوزنی.|| دارای اعتبار: این سند ارزنده است؛ یعنی اعتبار دارد.
ارزنده. [ اَ زَ دَ / دِ ] ( نف ) که ارزد. دارای ارزش:
اندر بن شوراب زبهر چه نهاده ست
چندین گهر و لولو ارزنده زیبا.ناصرخسرو.منده من نگار صوفی طبع
آن بصد جان صافی ارزنده.سوزنی.|| دارای اعتبار: این سند ارزنده است؛ یعنی اعتبار دارد.
(اَ زَ دِ ) (ص فا. ) ۱ - باارزش. ۲ - شایسته، سزاوار.
۱. ارزش دار، بهادار، دارای ارزش.
۲. محترم.
( اسم ) ۱ - دارای ارزش ارزمند ارزشمند دارای اعتبار و بها: ( این سند ارزنده است ) ۲ - شایسته یق.
اسم: ارزنده (دختر) (فارسی) (تلفظ: arzande) (فارسی: اَرزنده) (انگلیسی: arzande)
معنی: دارای ارزش، بهادار، محترم، ( صفت فاعلی از ارزیدن )، ارزشمند، ارزمند، شایسته و لایق، با شخصیت، مورد احترام، دارای احترام
باارزش.
شایسته، سزاوار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوران هخامنشی هنر مقرنس تحولی چشمگیر و بارز یافت و ادامهٔ آن با طرحهای ارزندهتری در دوران اشکانی ظاهر گشت تا جایی که میتوان شاهد نقش آفرینی بیشتر مقرنس در این زمان بود.
💡 محمد ارزنده (زادهٔ ۸ آبان ۱۳۶۶ در بروجن) ورزشکار دو و میدانی و رکورددار پرش طول ایران با ۸ متر و ۱۷ سانتیمتر است.
💡 گر یک جفا کنی تو و من صد وفا هنوز ارزنده جفای تو نبود وفای من
💡 صلبیه و مشیمیه به عنوان لایههای بیرونی و میانی چشم از مزانشیم اطراف جام بینایی منشأ میگیرند که در تکامل آن یاختههای ستیغ عصبی نقش ارزندهای ایفا میکنند.
💡 بیقیمت است گرچه به زر برکشی لئیم ارزنده است اگر بفروشی کریم را
💡 یک جهان جان در بهای بوسه میخواهد لبش گوهر ارزندهاش را سخت ارزان میدهد