( آشکاری ) آشکاری.[ ش ْ / ش ِ ] ( حامص ) هویدائی. ظهور. پیدائی. پدیداری. فاشی. ذیعان. ذیوع. شیوع. وضوح. روشنی. صراحت. رکی. بی پردگی. بروز. بیان. بداهت. یقین. تبین. ابانت.
اشکاری. [ اِ ] ( ص نسبی ) شکاری و شکارچی و نخجیرگر و صیاد. ( ناظم الاطباء ). شکاری و صیاد. ( آنندراج ):
بیا بر بام ای عارف مکن هر نیمشب زاری
کبوترهای دلها را توئی شاهین اشکاری.شمس تبریزی ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 143 ).
( آشکاری ) ۱ - هویدایی پیدایی ظهور. ۲ - وضوح روشنی صراحت. ۳ - بداهت یقینی بودن.
هویدایی
شکاری و صیاد
آشکار بودن.
(قدیمی): عمل و شغل آش کار، آشپز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرکت دو سال پیش از پایپال راه اندازی شد اما تا قبل از سال ۲۰۰۰ رشد نمایشی آشکاری نداشت. تا سال ۲۰۰۴ بیش از یک میلیون حساب کاربری وجود داشت. این نخستین سیستم ارز تجاری موفق بود که کاربرانی گسترده داشت و تجار به آن اقبال داشتند تا حدی که در
💡 در دل غم عشق چون تو یاری داریم بی آنک نهان چو آشکاری داریم
💡 " و پروردگارشان آن دو را ندا داد که: آیا شما را از آن درخت نهی نکردم و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است ؟! "
💡 اُفُقْ یا کَرانه آسمان ((خط آشکاری است که در همه سمت آسمان را از زمین جدا میسازد.)) در بسیاری از موقعیتها، افق حقیقی به وسیله درختان، ساختمانها و کوهها تیره و مبهم به نظر میرسد و به آن افق قابل رویت میگویند. چنانچه افق با توجه به ارتفاع نجومی ناظر سنجیده شود افق نجومی میگویند که ارتفاع نجومی آن صفر است و از افق حقیقی بالاتر است.
💡 و گفت: آدم تا به قیامت کس اگر آن راه که ترا بر تو آشکاری کند شهادت و معرفت و کرامت وجود بر تو آشکارا کرده بود تا همه مخلوقات چون خویشتن را بر تو آشکارا کند آنرا صفت نبود.
💡 ریش و ردا و مندیل فسق ترا نپوشد زبرا چو بوی ناخوش از پرده آشکاری