ویکی واژه
باآنهمه
با وجودِ آن مقدار زیاد. با آن همه بیداد او، وآن عهد بیبنیاد او/ در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم میرود. «سعدی»
باآنهمه
با وجودِ آن مقدار زیاد. با آن همه بیداد او، وآن عهد بیبنیاد او/ در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم میرود. «سعدی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مستان می ما را هم ساقی ما باید با آن همه شیرینی گر ترش کند شاید
💡 افسوس که با آن همه سرسبزی و بالش در باغ توام شاخ وفا بی ثمر افتاد
💡 من زشتم و زندانی اما مه رخشنده در پرده نه زیبنده است با آن همه زیبایی
💡 این گنبد گردان برخ شاه تو نازد با آن همه خورشید و مه و ثابت و سیار
💡 مشهور است که اسکندر ذوالقرنین در هنگام رحیل، وصیت کرد تا دو دست او را از تابوت بیرون گذارند تا عالمیان بالعیان ببینند که با آن همه ملک و مال با دست تهی از کوچگاه دنیا به منزلگاه آخرت رفت.