بد نامی

بد نامی

«بدنامی» به معنای از دست دادن شهرت خوب و کسب شهرت منفی در میان دیگران است و معمولاً به دلیل رفتار نادرست، اعمال غیراخلاقی یا اشتباهات شخصی ایجاد می‌شود. فردی که بدنام می‌شود، اغلب مورد انتقاد و سرزنش جامعه قرار می‌گیرد و اعتماد دیگران نسبت به او کاهش پیدا می‌کند، حتی اگر برخی قضاوت‌ها ناعادلانه باشند. بدنامی می‌تواند ناشی از گفتار یا رفتار ناپسند، اعمال خلاف قانون یا انتشار شایعات باشد و اثرات آن ممکن است سال‌ها ادامه یابد.  این وضعیت نه تنها بر وجهه اجتماعی فرد تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند فرصت‌های شغلی، روابط خانوادگی و دوستانه و جایگاه اجتماعی او را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بدنامی ممکن است با تلاش برای اصلاح رفتار، جبران اشتباهات و بازسازی اعتماد دیگران کاهش یابد، اما همیشه نیازمند صبر، صداقت و ثبات در رفتار است. در ادبیات و تاریخ، بدنامی اغلب به عنوان نتیجه ناپسند اعمال نادرست یاد شده و نمادی از عواقب اخلاقی و اجتماعی رفتارهای غلط است.

لغت نامه دهخدا

بدنامی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) اشتهار ببدی و رسوایی و بی آبرویی. ( ناظم الاطباء ). سؤشهرت. شهرت زشت. رسوایی. ننگ. مقابل خوشنامی. ( یادداشت مؤلف ):
بدلش اندر آمد از آن کار درد
ز بدنامی خویش ترسید مرد.فردوسی.بدرد کسان صابری اندر و تو
ببدنامی خویش همداستانی.منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 116 ).بدنامی سخت بزرگ حاصل شد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 470 ). بهیچ حال بدنامی اختیار نکنم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب 49 ). جوری عظیم که از فرزند شاه برین بنده رفت موجب بدنامی اسلاف و اعقاب او خواهد بود. ( سندبادنامه ص 134 ).
این دو فرشته شده در بند ما
دیو ز بدنامی پیوند ما.نظامی.از خیانتگری است بدنامی
وز بدی هست بد سرانجامی.نظامی.تو مجو بدنامی ما ای عنود
تا نرنجد شیر رو تو زود زود.مولوی چون به بدنامی برآید ریش او
دیو را ننگ آمد از تفتیش او.مولوی.خرابی و بدنامی آید ز جور
بزرگان رسند این سخن را بغور.سعدی ( بوستان ).مردن آدمی بناکامی
بهتر از زیستن به بدنامی.امیرخسرو دهلوی.عیبم مکن برندی و بدنامی ای حکیم
این بود سرنوشت ز دیوان قسمتم.حافظ.همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کزوسازند محفلها.حافظ.گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت.حافظ.- بدنامی آوردن؛ پدید آوردن بدنامی. رسوایی تولید کردن:
منه بر دل نیکنامان غبار
که بدنامی آرد سرانجام کار.نظامی.سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم.سعدی ( طیبات ).نشاید چنین خیره رای و تباه
که بدنامی آرد در ایوان شاه.سعدی ( بوستان ). || دارا بودن چیزی در نهایت قلت و کمی. ( یادداشت مؤلف ):
بدنامی حیات دو روزی نبود بیش
آنهم کلیم با تو بگویم چسان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به آن و این
روز دگر بکندن دل زین و آن گذشت.کلیم.و در همین معنی است عبارت عامیان که گویند مایه بدنامی، یعنی نهایت قلیل و یسیر و اندک است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

رسوایی، بی آبرویی.

فرهنگ فارسی

بد نام بودن.

دانشنامه عمومی

بدنامی (مجموعه تلویزیونی). بدنامی ( لهستانی: Infamia ) یک مجموعهٔ تلویزیونی درام عاشقانه لهستانی است که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد. از بازیگران این سریال می توان به آرتور جورمان، ماگدالنا چروینسکا و برانکو جوریچ اشاره کرد.

ویکی واژه

diffamazione

جمله سازی با بد نامی

💡 ز من پوشیده عرفی آه خود را، آه اگر داند که من هم زهر بد نامی چشیدن آرزو دارم

💡 این عجب با که توان گفت که ما گردیدیم نیک نام از شرف دولت بد نامی چند

💡 ببین بر زرق زاهد، خندهٔ گل های بد نامی مبین کز گوشهٔ دستار او مسواک می روید

قرقی یعنی چه؟
قرقی یعنی چه؟
لیش یعنی چه؟
لیش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز