آشفته دل
مترادفها
پریشان، بیقرار، دلشکسته، مضطرب
متضادها
آرام، خشنود، مطمئن
لغت نامه دهخدا
( آشفته دل ) آشفته دل. [ ش ُ ت َ / ت ِ دِ ] ( ص مرکب ) پریشان خاطر.
فرهنگ معین
( آشفته دل ) ( ~. دِ ) (ص مر. ) پریشان خاطر، آشفته حال.
فرهنگ عمید
( آشفته دل ) آشفته خاطر، پریشان خاطر، پریشان حال، شوریده، مضطرب.
فرهنگ فارسی
( آشفته دل ) ( صفت ) پریشان خاطر آشفته حال.
پریشان خاطر
ویکی واژه
آشفتهدل
(مجاز): پریشان خاطر، آشفته حال، آشفته خاطر. ای در این خوابگه خفته دلان/ جمع ناگشته چو آشفته دلان. «جامی»
جمله سازی با آشفته دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جامه عشقش چو گیرم جامه جان را چه قدر تا نیندیشم من آشفته دل از چاک او
💡 هیچ شک نیست که آشفته دلان بسیارند در کمند تو، ولی چون من بیچاره کم اند
💡 آشفته دل خویش درین دار فنائیم بنمائی رخ خویش که مشتاق لقائیم
💡 جرس رمزی است زین آشفته دلها که بر شکل جرس در تن نهان است
💡 نه زجور چرخ می نالیم ونه از دست بخت زآنکه آشفته دل از زلف پریشان توایم
💡 گفتم دل و جان پیشکش عشق تو کردم آشفته دلان را بجز این ما حضری نیست