ابرون

لغت نامه دهخدا

( آبرون ) آبرون. ( اِ ) نوعی از ریاحین که پیوسته سبز بود و برگ آن نیفتد و پای دیوارها و جاهای سایه دار روید و آن را به عربی حی العالم گویند و در طب بکار است و در آذربایجان بسیار باشد. ( از برهان ). همیشه جوان. همیشک جوان. بیش بهار. میش بهار. میشا. اذن القاضی. اذن القسیس. بعضی گویند بستان افروز است و خوردن آن با شراب کرمهای دراز معده را برآورد. ( از برهان ).
ابرون. [ اَ ] ( یونانی، اِ ) مصحف کلمه ایزون یونانی است. رجوع به ایزون شود.

فرهنگ معین

( آبرون ) ( اِ. ) گل همیشه بهار.

فرهنگ عمید

گل همیشه بهار.

فرهنگ فارسی

( آبرون ) همیشه بهار
نوعی از ریاحین که پیوسته سبز بود
مصحف کلمه ایزون

فرهنگ اسم ها

اسم: آبرون (دختر) (فارسی) (تلفظ: abrun) (فارسی: آبرون) (انگلیسی: abrun)
معنی: همیشه سبز، همیشه جوان، گل همیشه بهار، شاد سرزنده

دانشنامه عمومی

آوران، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زرند در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان جرجافک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.

جمله سازی با ابرون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسحاق بن یهودا اَبرَونْیل یا اسحاق ابرونییل (به عبری: יצחק אברבנאל) (زادهٔ ۱۴۳۷ در لیسبون – درگذشتهٔ ۱۵۰۸ میلادی در ونیز) بازرگان، سیاستمدار، فیلسوف، مفسر تورات و تنخ یهودی و دین‌شناس مشهور بود.

💡 ابرون، روستایی از توابع بخش یزدان‌آباد شهرستان زرند در استان کرمان ایران است.

💡 تا تراشیده نگردی تو به تیشه صبر و شکر لایلقیها فرو می خوان و الاالصابرون

💡 به رشته آه چون غم راز دل بیرون ‌کشم ‌گویی که بیژن رابرون آرد ز چه‌گرد سجستانی

💡 هرکس که پابرون نکشد از گلیم خویش چون من بر او زمانه کند تنگ دستگاه

💡 بادغیس از نواحی آباد خراسان بشمار می‌رفت که دارای ۳۰۰ قریه و ۸ شهر بنام‌های: دهستان؛ کالیون، جبل فضه؛ جبل سیم، کوغن‌آباد، جازوی، کابرون، بست و کوفه بوده که بزرگ‌ترین و آبادترین شهر آن دهستان بود، اندازه نصف پوشنک و یک چهارم هرات. به گفتهٔ مؤلف گمنام حدود العالم مرکز حکومت بادغیس در کوغن آباد قرار داشته است.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز