آفتاب‌زدگی

لغت نامه دهخدا

( آفتاب زدگی ) آفتاب زدگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) تشمس، و آن بیماریی باشد که از بسیار ماندن در آفتاب زاید.

فرهنگ عمید

( آفتاب زدگی ) آفتاب سوختگی.

فرهنگ فارسی

( آفتاب زدگی ) بیماری که از بسیار ماندن در آفتاب ایجاد شود.
آن بیماری باشد که از بسیار ماندن در آفتاب زاید

دانشنامه آزاد فارسی

آفتاب زدگی. رجوع شود به:گرمازدگی

ویکی واژه

وضع و حالت آفتاب زده، آفتاب سوختگی. هنوز جای آفتاب‌زدگی زیر کلاه در پیشانیش دیده میشود. «جمال‌زاده»

جمله سازی با آفتاب‌زدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از شیرهٔ آن در دندان‌بندی و درآوردن دندان کودکان و از میوه تازه و نرسیده آن برای رفع برق‌گرفتگی چشم و آفتاب‌زدگی بهره می‌گیرند. از جام گل آن به صورت معکوس جهت رفع تشنگی در بیابان استفاده می‌شود.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز