آفتاب گردش
آفتاب واژهای است که در زبان فارسی به دو معنای اصلی به کار میرود: نخست، به معنای نور و پرتو ساطع شده از خورشید، و دوم، به معنای خودِ کُرهی خورشید، یعنی ستارهای که در مرکز منظومهی شمسی قرار دارد و منبع اصلی نور و گرما برای زمین است. این واژه، با ریشهای کهن در ادبیات و فرهنگ ما، همواره نمادی از روشنایی، زندگی و گرما بوده است. در مقابل، واژهی گردش به مفهوم حرکت چرخشی، دوران، یا پیمودن مسیری دایرهای شکل است. این دو واژه در کنار هم، تصویری از حرکت و تابش را در ذهن تداعی میکنند.
در گذشته، ترکیب این دو واژه، یعنی آفتابگردش، اصطلاحی ویژه و پرمعنا بوده است. این اصطلاح به آنچه که خورشید بر آن میتابید و به دور آن میگردید، اشاره داشت. این مفهوم، به صورت مجازی، به تمامی سطح زمین و حتی کل جهان هستی بسط داده میشد. آفتابگردش در واقع، نمادی از گستردگی و فراگیری حضور خورشید و تأثیر آن بر تمامی موجودات و پدیدههای زمینی بود. این دیدگاه، نشاندهندهی درک عمیق پیشینیان از جایگاه محوری خورشید در نظام کیهانی و تأثیر آن بر زندگی روزمرهی انسانهاست.
جالب است بدانید که این اصطلاح آفتابگردش با واژهی آفتابپرست نیز پیوند معنایی دارد. آفتابپرست حیوانی است که به سمت نور خورشید میچرخد و رنگ خود را تغییر میدهد، که این خود اشارهای به همان مفهوم چرخش و دنبال کردن خورشید است. این پیوند، غنای معنایی و فرهنگی این واژگان را در زبان فارسی به خوبی نشان میدهد و بیانگر آن است که چگونه واژهها میتوانند مفاهیم گستردهای را در خود جای دهند و تصویری جامع از جهانبینی یک ملت را ارائه دهند.
لغت نامه دهخدا
( آفتاب گردش ) آفتاب گردش. [ گ َ دِ ] ( اِ مرکب ) حرباء.
فرهنگ معین
( آفتاب گردش ) (گَ دِ )(اِمر. ) نک آفتاب پرست.
فرهنگ فارسی
( آفتاب گردش ) ( اسم ) حربا آفتاب گردان آفتاب گردک آفتاب پرست.
حربائ
ویکی واژه
آفتابگردش
(قدیم): آنچه آفتاب بر آن میگردد و میتابد، و به مجاز، همه روی زمین. همه جهان. نک آفتاب پرست.
جمله سازی با آفتاب گردش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بجز دهان تو در آفتاب گردش کس ذره که باشد درو ستاره نهان
💡 در آفتاب گردش از آن ذره برنخاست کو دید روی ما و هوادار ما نشد
💡 در آفتاب گردش از آثار عدل او آشفتگی نیافتم الا بزلف یار