رعده
واژهای است که در متون مختلف طبی و لغوی به معنای لرزه و جنبش به کار رفته است. این واژه در آثار ناظم الأطباء و منتهی الارب آورده شده و به ترس و عوارض ناشی از آن اشاره دارد. در دایرهالمعارف اقرب الموارد نیز به شرح واژه این واژه پرداخته شده است. به عبارت دیگر، به حالتی از لرزش و اضطراب اطلاق میشود که معمولاً به دلیل برانگیختگی عاطفی و یا ترس عارض میگردد.
از نظر تعریف لغوی، رعده به عنوان یک نام علمی برای نوعی لرزش یا جنبش لحاظ شده است. این لرزش میتواند از ترس، اضطراب یا عواملی دیگر ناشی شود و به شکلهای مختلفی ظاهر گردد. در متون فرهنگنویسی مانند فرهنگ فارسی معین، به این نکته اشاره شده که رعده میتواند به صورت رعشه و ارتعاش نیز در نظر گرفته شود که بیانگر حساسیت و عدم تعادل روانی یا جسمانی فرد است.
به طور کلی، میتوان گفت رعده نشانهای از واکنشهای جسمانی ما نسبت به احساسات و استرسهای محیطی است. این پدیده، که میتواند در شرایط گوناگون و با شدتهای متفاوتی رخ دهد، به دلیل پیچیدگیهای روانی و فیزیولوژیکی انسان میتواند به عنوان یک علامت هشداردهنده برای مشکلات یا نگرانیهای عمیقتر تلقی شود. از این رو، درک و شناخت رعده نه تنها برای پزشکان و متخصصان سلامت، بلکه برای تمامی افراد در مدیریت احساسات و واکنشهای خود بسیار حائز اهمیت است.
مترادفها
لرزه، لرزش، ترس
لغت نامه دهخدا
( رعدة ) رعدة. [ رِ دَ] ( ع اِ ) رَعدَة. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( یادداشت مؤلف ). لرزه ای که از ترس و جز آن عارض شود. ( از اقرب الموارد ). رجوع به رَعدَة شود.
رعدة. [ رَ دَ ] ( ع اِ ) لرزه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
رعده. [ رَ دَ / دِ ] ( ع اِ ) رَعدَة. لرزه. جنبش. تشنج. ( فرهنگ فارسی معین ). رعشه. لرزه. لرز. ارتعاش. ارتعاد. لرزش. اضطراب و آن مقدمه رعشه باشد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(رِ دَ یا دِ ) [ ع. رعدة ] (اِمص. ) لرزه، جنبش، تشنج.
فرهنگ عمید
اضطراب و لرزه از ترس یا حالت دیگر.
ویکی واژه
لرزه، جنبش، تشن
جمله سازی با رعده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رعدها هر سو حدی خوان از یمین و از یسار جملگی، از آب و نان رزق خواران زیر بار
💡 رعدها آوازه احسان عالمگیر تو ابرها چتر پریزاد سلیمان تواند