لغت نامه دهخدا
اغتراف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) آب به مشت برگرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). با دست آب برگرفتن. غَرف. ( از اقرب الموارد ). از کف آب خوردن و آب به مشت برگرفتن. ( آنندراج ).
اغتراف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) آب به مشت برگرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). با دست آب برگرفتن. غَرف. ( از اقرب الموارد ). از کف آب خوردن و آب به مشت برگرفتن. ( آنندراج ).
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) با کف دست آب خوردن.
با کف دست آب برداشتن برای آشامیدن، آب با مشت برداشتن.
( مصدر ) آب بمشت بر گرفتن با کف دست آب نوشیدن.
[ویکی فقه] برداشتن آب با دست را اغتراف می گویند و این بحث به مناسبت در باب طهارت آمده است.
برداشتن آب با دست راست برای شستن اعضای وضو، حتّی برای شستن خود دست راست مستحب است.
با کف دست آب خوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی طفیل من شوی در اغتراف چون ترا کفریست همچون کوه قاف
💡 زبحرهمّت تواغتراف می کردم بسان ابرکنارم ملاء گوهرکرد
💡 هین بزن ای فتنه جو بر سر سنگ آن سبو تا نکشم آب جو تا نکنم اغتراف
💡 پس گفت: عدل شاه، امروزه عالم را بحری محیط است که عالمیان از مشرب عذب نوال او اغتراف می کنند.
💡 از کوثر معانی شیرین و لفظ عذب کرده است ساقی هنرت اغترافها