برکی. [ ب َ رَ ] ( ص نسبی، اِ ) منسوب به برک که بفتحتین است و آن قماشی باشد از پشم اشتر که اکثر لباس فقرا بآن باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || کلاهی دراز که زهاد بر سر گیرند و بتازی بریس نامند، و باین معنی با کاف فارسی هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
دلقت بچه کار آید و تسبیح و مرقع
خود را ز عملهای نکوهیده بری دار
حاجت بکلاه برکی داشتنت نیست
درویش صفت باش و کلاه تتری دار.سعدی.
(بَ رَ ) (ص نسب. اِمر. ) بافته ای از پشم شتر که درویشان از آن کلاه دوزند.
تهیه شده از برک: حاجت به کلاه برکی داشتنت نیست / درویش صفت باش و کلاه تتری دار (سعدی: ۹۲ ).
منسوب به برک، نوعی کلاه که از برک یا نمد، میدوزند و درویشان و زاهدان برسر میگذارند
( صفت اسم ) کلاه درازی که از برک یا نمد دوزند زاهدان و درویشان برسر گذارند برنس.
برکی (افغانستان). برکی ( به لاتین: Baraki ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت بامیان واقع شده است.
بافتهای از پشم شتر که درویشان از آن کلاه دوزند.
💡 برابرکی شود با ابر دست راد او عمان که از هر قطرهاش زاینده صد دریای عمان شد
💡 مقر پژوهشی آمبرلا در شیکاگو: مقری که جان، دوست ایدا وانگ پیش از فرستاده شدن به مقر پژوهشی آمبرلا در کوهستان آرکلی، در آنجا کار میکرد. ویلیام برکین به شکل ماهیانه در این مقر حضور مییافت و پیرامون آموزشهای پژوهشی شرکت آمبرلا، در سمینارهای این مقر، شرکت میکرد.
💡 با همین اعتبار شاهان افغان (بخصوص شاهان برکزی) همیشه محافظین شخصی خود را از طایفه برکی داشتند.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به برکینگ بد، قانونشکنان و فرشتگان اشاره کرد.
💡 اگر در این مکان بانویی به نام زبیده مدفون شده باشد، بیتردید وی زبیده خاتون دختر عم و زن ملکشاه، مادر برکیارق دختر یاقوتی بن داود است.
💡 ز بس اسرار پیدایی دقیق افتاده است اینجا نظر واکرد برکیفیت خویش آنکه پوشیدش