برزی

لغت نامه دهخدا

برزی. [ ب َ ] ( اِ ) دهقان و کاشتکار. ( آنندراج ). برزگر. برزیگر. برزه گر. زارع. کشاورز. رجوع به برزیگر شود.
برزی. [ ب َ ی ی ] ( ع ص ) پارسا و زیرک. ( آنندراج ).
برزی. [ ب ُ زا ] ( اِخ ) دهی است در واسط. از آن ده است رضی الدین بن برهان راوی صحیح مسلم. ( منتهی الارب ).
برزی. [ ب ُ زا ] ( اِخ ) دهی است از مضافات بغداد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دهی است از مضافات بغداد.

فرهنگ اسم ها

اسم: برزی (دختر) (کردی)
معنی: جای بلند، سکو، کنایه ‏از بلند قامت ( نگارش کردی

دانشنامه عمومی

برزی (ناحیه برتسلاف). برزی ( به چکی: Březí ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری چک است که در ناحیه برتسلاو واقع شده است. برزی ۱٬۵۷۱ نفر جمعیت دارد.
برزی (ناحیه ژدار ناد سازاوو). برزی ( به چکی: Březí ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری چک است که در ناحیه ژدار ناد سازاووو واقع شده است. برزی ۶٫۲۶ کیلومتر مربع مساحت و ۱۸۳ نفر جمعیت دارد و ۵۲۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
برزی (ناحیه ستراکونیتسه). برزی ( به چکی: Březí ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری چک است که در ناحیه ستراکونیتسه واقع شده است. برزی ۵٫۵۹ کیلومتر مربع مساحت و ۶۷ نفر جمعیت دارد و ۵۱۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با برزی

💡 ناوگان آزول برزیلین ایرلاینز به شرح زیر است (آوریل ۲۰۱۷):

💡 دلم زان سینهٔ سیمین بود چون آذر برزین رخم از اشک گلناری به لعل ناب شنعت ‌زن

💡 وی همچنین در تیم‌های ملی فوتبال زیر ۲۰ سال برزیل و برزیل بازی کرده‌است.

💡 توراست آذر برزین به روی بر ز نشاط مراست بر دل ز اندیشه آذر برزین

💡 که خراد برزین بران خیره ماند همی در نهان نام یزدان بخواند

💡 ز بس فراخی کز جود تو در آفاتست نماند تنگ درین روزگار جز برزین