لغت نامه دهخدا
برتی. [ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب است به برت که شهر بزرگی است. ( انساب سمعانی ).
برتی. [ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب است به برت که شهر بزرگی است. ( انساب سمعانی ).
منسوب است به برت که شهر بزرگی است.
💡 البرتی ۷٬۴۹۳ نفر جمعیت دارد و ۳۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 آه که گوش عبرتی محرم راز ما نشد ناله به هرکجا دمید، ریشه به پنبهزار برد
💡 راک استار در یک پرسش و پاسخ گفت که شهر ارواح قرار است بخشی از لیبرتی سیتی باشد.
💡 بنای وحشت این کهنهمنزل عبرتی دارد که صاحبخانهگر پیدا شود مهمان شود پیدا
💡 ای که دایم میکنی جان از پی زر یافتن عبرتی زین کاخ ویرانت، به از گنج دریست
💡 آلفونسِ برتیلون در ۱۳ فوریه ۱۹۱۴ و در سن ۶۰ سالگی، در پاریس درگذشت و در گورستان پر-لاشز بهخاک سپردهشد.