بدایع
واژهای عربی است که در زبان فارسی نیز کاربرد یافته و ریشه آن از بدیع گرفته شده است؛ بدیع در لغت به معنای نو و شگفتآور است. بدایع در اصل به مجموعهای از امور تازه، نادر و عجیب گفته میشود که با نمونههای پیشین خود تفاوتی آشکار دارند و نوعی تازگی و خلاقیت در آنها نهفته است. این واژه بهویژه در ادبیات فارسی برای اشاره به آثار یا مضامینی که نوآورانه و دور از تکرار هستند، کاربرد دارد.
در معنایی گستردهتر، میتواند نماد نبوغ و قدرت آفرینش انسان در عرصههای گوناگون باشد؛ از هنر و ادبیات گرفته تا علم و اندیشه. هر پدیدهای که با ترکیبهای نو، اندیشههای خلاق یا جلوههای بکر پدید آید و در نگاه نخست موجب شگفتی و تحسین گردد، در شمار بدایع قرار میگیرد. بدایع، تجلی نوآوری و زیبایی در معنا و صورت است و از همین رو، در علوم بلاغی نیز علم بدیع به دانشی گفته میشود که به شناخت آرایهها و شگردهای زیباساز کلام میپردازد.
در نتیجه، نهفقط مفهومی لغوی، بلکه معیاری فرهنگی و هنری برای سنجش تازگی و بداعت آثار انسانی است. این واژه یادآور پویایی ذهن و ذوق آفرینندهای است که از محدوده عادتها فراتر میرود و جهان پیرامون را با چشم نویی مینگرد. در زبان و فرهنگ فارسی، «بدایع» همواره نمادی از نوآوری، زیبایی، و خلاقیت ماندگار بوده است.
مترادفها
عجایب، نوآوریها، پدیدههای نو، ابداعها
لغت نامه دهخدا
بدایع. [ ب َ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) چیزهای تازه و نادر و عجیب. ( ناظم الاطباء ). تازه ها. نوباوه ها. نوپدیدکرده ها. نوآورده ها:
از هر صنایعی که بخواهی بر او اثر
وز هر بدایعی که بجویی برونشان.فرخی.و بدایع ابداع را در عالم کون و فساد پیدا کرد. ( کلیله و دمنه ). می اندیشم که بلطایف حیل و بدایع تمویهات گرد این غرض درآیم. ( کلیله و دمنه ). ابوالنصر... عتبی در تحریر و تقریر این کتاب [ تاریخ یمینی ] سحر حلال نموده است و بدایع اعجاز اظهار کرده. ( ترجمه ٔتاریخ یمینی چ بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص 10 ). این کلمات از حکم و بدایع سخن امام ابوالطیب است. ( ترجمه ٔتاریخ یمینی ص 250 ). در کتاب لطایف الاَّداب از تصنیف عتبی نوادر اخبار و بدایع خطب و اشعار او ( ابو جعفر محمد ) بعضی مسطور است. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 263 ). پروردگاری که به اختلاف لغات و صفات شکر روایع بدایع صنایع او مقصور است. ( جهانگشای جوینی ).
فرهنگ معین
(بَ یِ ) [ ع. بدائع ] ( اِ. ) جِ بدیعه، تازه ها، نوها.
فرهنگ عمید
= بدیع
فرهنگ فارسی
بخشی از غزلیات سعدی شامل قریب ۱۹٠ غزل.
چیزهای نو پیدا شده چیزهای نو و عجیب
( اسم ) جمع بدیعه تازهها نو آیینها نوها: بدایع اشعار.
ویکی واژه
بدائع
جِ بدیعه؛ تازهها، نوها.
جمله سازی با بدایع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و آن سزای آفرین، کز حمد او زنده است جان و ان بدایع آفرین، کز شکر او تابد ضمیر
💡 بدایع را به گیتی در به حکمتها تو بر سازی کواکب را به گردون بر به قدرتها تو آرایی