لغت نامه دهخدا
بحسب. [ ب ِ ح َ س َ ب ِ ] ( حرف اضافه مرکب ) ( از: ب + حسب ). بر وفق. بر روش. بر طریقه ٔ. موافق. ( ناظم الاطباء ).
- بحسب شرع؛ موافق شرع.
- بحسب ظاهر؛ موافق ظاهر.
بحسب. [ ب ِ ح َ س َ ب ِ ] ( حرف اضافه مرکب ) ( از: ب + حسب ). بر وفق. بر روش. بر طریقه ٔ. موافق. ( ناظم الاطباء ).
- بحسب شرع؛ موافق شرع.
- بحسب ظاهر؛ موافق ظاهر.
بر وفق بر روش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی ای وجود اجمل رخت ایزدی سجنجل بحسب ظهور اول بنسب سلیل خاتم
💡 و اگر چه وی را بحسب قوت طبیعت و وسعت قابلیت هر دو نوع شعر ترکی و فارسی میسر است، اما میل طبع وی به ترکی از فارسی بیشتر است و غزلیات وی به آن زبان از ده هزار زیادت خواهد بود.
💡 محبوب در آینه هر لحظه روئی دیگر نماید و هر دم بصورتی دیگر برآید؛ زیرا که صورت، بحکم اختلاف آینه هر دم دیگرمیشود و آینه هر نفس بحسب اختلاف احوال دیگر میگردد.
💡 میر ابو نصر محمد که خداوند جهان بگزیدش ز جهان هم بحسب هم بنسب
💡 ای مرزبان کشور بهرامیان بحسبت بیآستان تو دل بر کشوری ندارم