بب

بب

لغت نامه دهخدا

بب. [ ب َب ب ] ( اِ ) روش. طریقه. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). و رجوع به ببان شود. || کودک فربه. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). نامی که به طفل بسیار کوچک دهند. ( از فرهنگ دزی ج 1 ص 49 ).

فرهنگ فارسی

روش طریقه

دانشنامه عمومی

بب ( به مجاری: Béb ) یک شهرداری در مجارستان است که در ناحیه پاپا واقع شده است. بب ۷٫۰۴ کیلومتر مربع مساحت و ۲۴۱ نفر جمعیت دارد.

بب
بب
بب

جمله سازی با بب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی جرم سر تو شمر ببرید با خنجر کین، ز گوش تا گوش

💡 خود پی ببرده‌ای تو که رگ دار نیستم گر می جهد رگی بنما تاش برکنم

💡 بجو جام مصفا و می صاف ببین عکس رخ ساقی درآن جام

💡 چرا روی ز پی او دلا بدین جرئت مگر تو غافلی از صلح و قهر بی سببش

💡 بگشای چشم مرحمت و حال ما ببین بر جان من ز جور فراقت جفا ببین

💡 کجا من ببینم سه شاه ترا فروزندهٔ تاج و گاه ترا

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
مهر یعنی چه؟
مهر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز