باقیات

مترادف‌ها

بقایا، پسماند، باقیمانده‌ها

متضادها

فنا، زوال

لغت نامه دهخدا

باقیات. ( ع ص، اِ ) ج ِ باقیة. بازمانده ها. ( آنندراج ). رجوع به باقیة شود.
- باقیات الصالحات؛ هر عمل نیک و صالح که ثواب آن باقی بماند. ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ). عملهای صالح. همه کردارهای نیکی که در این جهان از کسی صادر میشود. ( ناظم الاطباء ). عمل صالح ( آنندراج ) ( منتهی الارب ):
باقیات الصالحات آمد کریم
رسته از صد آفت و اخطا و بیم.مولوی.|| سبحان اﷲ والحمد و لااله الااﷲ واﷲ اکبر، و نمازهای پنجگانه. ( از تاج العروس ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صلوات خمس. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

[ ع. ] (ص. اِ. ) جِ باقیه.، ~ صالحات عمل های نیک، کارهای نیکو.

فرهنگ عمید

= باقی
* باقیاتِ صالحات: کارهای خوب و آثار خوب که از انسان باقی بماند.

فرهنگ فارسی

جمع باقیه
( صفت اسم ) جمع باقیه. یا باقیات صالحات. عملهای صالح کارهای نیکو اعمالی که ثواب اخروی نصیب شخص کند.

ویکی واژه

جِ باقیه.؛ ~ صالحات عمل‌های نیک، کارهای نیکو.

جمله سازی با باقیات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیا ساقیا با میان آر جامی چه مانده‌ست از باقیات شبانه

💡 ای عجب گویم دگر باقیات این خبر نی خمش کردم تو گوی مطرب شیرین زبان

💡 و از شرف نماز است که ربّ العالمین صد و دو جایگه در قرآن ذکر آن کرده، و آن را سیزده نام نهاده: صلاة، و قنوت، و قرآن، و تسبیح، و کتاب، و ذکر، و رکوع، و سجود، و حمد، و استغفار، و تکبیر، و حسنات، و باقیات.

💡 هرکرا دیده بصیرت بنور الهی منورست او را گذاشتن جاه و مال فانی مصور است. باقیات صالحات که دستگیر و فریادرس مومن است اعمال صالحه بدنی است و خیرات باقیه مالی. خواجه علیه‌السلام فرمود «اذامات الانسان انقطع عمله الا عن ثلث: صدقه جاریه او علم ینتفع به او ولد صالح یدعو له بالخیر».

💡 قاسم شد از شراب ازل مست «لم یزل » «هل من مزید» می زند از بهر باقیات

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران