بار خاطر در ادبیات فارسی به عنوان مفهومی برای توصیف گفتگوهای ناپسند، اضافه و آزار دهنده به کار میرود.
مترادفهای این واژه شامل مزاحمت، آزار، و مختل کردن هستند.
این مفهوم در اشعار و نثرهای فارسی به عنوان هشداری برای پرهیز از رفتارهای ناپسند اجتماعی مطرح میشود.
در نتیجه، بار خاطر نه تنها یک اصطلاح، بلکه نمادی از آداب معاشرت و احترام به دیگران در فرهنگ فارسی است.
بار خاطر. [ رِ طِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مخل صحبت، واقف گوید:
بار خاطر شدیم یاران را
چو ثمر داد نخل یاری ما.( ازآنندراج ).و رجوع به مجموعه مترادفات ص 324 و «بار» معنی 6 شود.
(رِ طِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) مخل صحبت، آن که موجب مزاحمت هم نشینان گردد.
( صفت ) مخل صحبت آنکه موجب مزاحمت همنشینان گردد.
مخل صحبت، آن که موجب مزاحمت هم نشینان گردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همیشه گرد سر شمع می توانم گشت غبار خاطر پروانه سد راه من است
💡 سری که نیست در خور هر درک واجبست گفتنش بار خاطر و ناگفتنش بلاست
💡 ز بار خاطر من گشت دشتها کهسار ز سیل گریه من کوهها بیابان شد