بار خاطر
بار خاطر در ادبیات فارسی به عنوان مفهومی برای توصیف گفتگوهای ناپسند، اضافه و آزار دهنده به کار میرود.
مترادفهای این واژه شامل مزاحمت، آزار، و مختل کردن هستند.
این مفهوم در اشعار و نثرهای فارسی به عنوان هشداری برای پرهیز از رفتارهای ناپسند اجتماعی مطرح میشود.
در نتیجه، بار خاطر نه تنها یک اصطلاح، بلکه نمادی از آداب معاشرت و احترام به دیگران در فرهنگ فارسی است.
مترادفها
بار ذهنی
متضادها
آرامش خاطر، شادی خاطر
لغت نامه دهخدا
بار خاطر. [ رِ طِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مخل صحبت، واقف گوید:
بار خاطر شدیم یاران را
چو ثمر داد نخل یاری ما.( ازآنندراج ).و رجوع به مجموعه مترادفات ص 324 و «بار» معنی 6 شود.
فرهنگ معین
(رِ طِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) مخل صحبت، آن که موجب مزاحمت هم نشینان گردد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مخل صحبت آنکه موجب مزاحمت همنشینان گردد.
ویکی واژه
مخل صحبت، آن که موجب مزاحمت هم نشینان گردد.
جمله سازی با بار خاطر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همیشه گرد سر شمع می توانم گشت غبار خاطر پروانه سد راه من است
💡 سری که نیست در خور هر درک واجبست گفتنش بار خاطر و ناگفتنش بلاست
💡 ز بار خاطر من گشت دشتها کهسار ز سیل گریه من کوهها بیابان شد
💡 خاطرات تلخ دوران کودکی همچون یک بار خاطر سنگین بر دوش او سنگینی میکرد و اجازه نمیداد به راحتی با گذشته کنار بیاید.
💡 صحبتهای محبتآمیز مادر، تمام بار خاطر و نگرانیهایی را که در طول روز در دل داشت، به آرامی از ذهنش دور کرد.
💡 او سعی داشت تمام بار خاطر ناشی از مسئولیتهای سنگین کاری را با رفتن به طبیعت و آرامش گرفتن، از خود دور کند.