ایرمان یک واژه فارسی است که معانی مختلفی دارد و در زمینههای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد:
معانی و کاربردها:
مهمان: این کلمه به معنای مهمان است و به شخصی اشاره دارد که به خانه یا محل دیگری میآید. این واژه میتواند به مهمانان معمولی یا مهمانان ویژه اشاره داشته باشد. در فرهنگ ایرانی، مهماننوازی یکی از ارزشهای مهم است و این واژه به عنوان نمادی از این سنت فرهنگی شناخته میشود.
پیشوای دینی: در برخی متون، ایرمان به عنوان پیشوای دینی یا رهبر مذهبی نیز به کار میرود. این معنا نشاندهنده مقام و جایگاه ویژهای است که فرد در جامعه مذهبی دارد. این کاربرد میتواند به نقشهای رهبری و هدایت معنوی در جوامع مذهبی اشاره کند و اهمیت آن را در حفظ اصول و ارزشهای دینی نشان دهد.
مهمان ناخوانده: این کلمه میتواند به مهمانان ناخوانده یا افرادی اشاره کند که بدون دعوت به جایی میآیند. این معنا به نوعی به غیرمنتظره بودن حضور آنها اشاره دارد.
کنایه از دنیا: در برخی از متون ادبی، ایرمان به عنوان نمادی از دنیا یا زندگی مادی به کار میرود. این کاربرد میتواند به مفاهیم گذرا بودن و فانی بودن دنیا اشاره داشته باشد. در ادبیات فارسی، این نوع استفاده میتواند به بررسی عمیقتری از ماهیت زندگی و ارزشهای معنوی در برابر مادیات منجر شود.
اسم پسرانه: ایرمان همچنین به عنوان یک اسم پسرانه در فرهنگ فارسی مورد استفاده قرار میگیرد. این اسم به معنی مهمان است و به عنوان دوستی، محبت و یاری نیز تعبیر میشود. این ویژگیها به شخصیت و رفتار فردی که این نام را دارد، عمق و معنا میبخشد.
ایرمان. ( اِ ) در اوستا «ایریامن » که بطبقه پیشوایان دینی و روحانیان اطلاق میشد. این کلمه در ادبیات پهلوی «ائرمان »، در شاهنامه سه بار ایرمان به معنی مهمان آمده. بدیهی است که این واژه در فارسی معنی اصلی خود را از دست داده و تحول بسیار پیدا کرده است. در سانسکریت و اوستا «اری یامن » بمعنی یار و دوست و نیز نام یکی از خدایان وداست. ( از حاشیه برهان چ معین ). پیشوا. موبد:
چو مؤبد بدید اندر آمد بدر
ابا او یکی ایرمان دگر.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ص 2147 ).زنان کدخدایان و کودک همان
پرستار و مزدور با ایرمان.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ص 2140 ). || میهمان، اما میهمان طفیلی که برفاقت یاران و دوستان بجایی برند یا خود بی آنکه او را طلبیده باشند برود. ( برهان ) ( مؤید الفضلاء ) ( هفت قلزم ). طفیلی که همراه میهمان آید. ( غیاث اللغات ):
اگر کشته گردد بدست تو گرگ
تو باشی بروم ایرمانی بزرگ.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ص 1463 ).دل دستگاه تست بدست جهان مده
کاین گنج خانه را ندهد کس به ایرمان.خاقانی.بس وحش خانه ایست کاندروی
همدمی ایرمان نمی یابم.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 292 ).زین شهر دورنگ نشکنم دل
کو را دل ایرمان ببینم.خاقانی.بدخواه تو ز خانه هستی چو رفت گفت
جاوید زی تو خانه خدا کایرمان برفت.رفیعالدین لنبانی. || شخصی که بی رضا در خانه یا ملک کسی فرود آید. ( برهان ) ( مؤید الفضلا ) ( جهانگیری ). آن بود که شخصی را بی رضا و رغبت او جایی برند یا کسی را بی رضای کسی در خانه خداوند فرود آرند. ( صحاح الفرس ). || ندامت و پشیمانی. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( مؤیدالفضلا ). حسرت و ندامت. ( غیاث اللغات ). || عاریت. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( غیاث اللغات ). || کنایه از دنیا. ( انجمن آرا ):
همی بایدت رفتن آخر گرفتم
که بس دیر مانی در این ایرمان.سلمان ساوجی.
(اِ. ) مهمان، مهمان ناخوانده.
مهمان، مهمان ناخوانده، طفیلی: دل دستگاه توست به دست جهان مده / کاین گنج خانه را ندهد کس به ایرمان (خاقانی: ۳۰۹ ).
مهمان، مهمان ناخوانده، طفیلی
( اسم ) مهمان میهمان.
اسم: ایرمان (پسر) (فارسی) (تلفظ: irmān) (فارسی: ايرمان) (انگلیسی: irman)
معنی: مهمان، ( در قدیم )، پیشوای دینی، مهمان یا مهمان ناخوانده، ( به مجاز ) دنیا
مهمان، مهمان ناخوانده.
💡 خانه خدای خمول، سبزه تازه لقاست گونه بگرداندش، زحمت هیچ ایرمان
💡 بس سبع خانهاس است کاندر وی همدمی ایرمان نمییابم
💡 معنی «اَیریَمَن» دوست و یاور است و در گاهان عنوانی است برای پیشوایان دینی؛ اما در دیگر بخشهای اوستا و در بُندَهِشن از او به عنوان ایزد درمانبخش دردها یاد شده است. در ادبیات فارسی این نام «ایرمان» شده و در شاهنامه به معنی دوست و میهمان و سروَر آمده است. «ایشیَه» صفت اَیریَمَن و به معنی گرامی و آرمانی است.
💡 دل دستگاه توست به دست جهان مده کاین گنج خانه را ندهد کس به ایرمان