لغت نامه دهخدا
اوجب. [ اَ ج َ ] ( ع ن تف ) از واجب. واجب تر. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). لازم تر. ( ناظم الاطباء ).
اوجب. [ اَ ج َ ] ( ع ن تف ) از واجب. واجب تر. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). لازم تر. ( ناظم الاطباء ).
(اَ یا اُ جَ ) [ ع. ] (ص تف. )واجب تر، بایسته تر.
واجب ترین، لازم ترین.
( صفت ) واجب تر بایاتر بایسته تر.
واجب تر، بایسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسماعیلآباد (ساوجبلاغ)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است.
💡 آن گه مصطفی (ص) گفت: «من اقتطع حقّ امرئ مسلم بیمینه فقد اوجب اللَّه له النّار و حرّم علیه الجنّة». فقال له رجل و ان کان شیئا یسیرا، فقال: «و ان کان قضیبا من اراک».
💡 امامزاده عبداله و صالح مربوط به دوره زند است و در شهرستان ساوجبلاغ، بخش چندار، شهر کوهسار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۸۲۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 احمدآباد اعتمادالدوله، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است.
💡 امامزاده ابوالحسن مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان ساوجبلاغ، روستای مسکین آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۳۸۳۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 امامزاده هادی ینگی امام مربوط به دوره صفوی - دوره قاجار است و در شهرستان ساوجبلاغ، روستای ینگی امام ایجاد شده و این اثر در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۹۶۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.