أَهِلَّة جمع هلال است و به آن بخش از ماه گفته میشود که تا شب هفتم به شکل نیمدایرهای روشن دیده میشود. پس از این مرحله، تا شب چهاردهم، ماه به «قمر» معروف است و شب چهاردهم به «بدر» گفته میشود. این تقسیمبندی مراحل مختلف نمایان شدن ماه در آسمان را مشخص میکند و در بسیاری از متون دینی و نجومی برای تعیین تاریخها و مناسبتها اهمیت دارد.
واژه «أَهْلَهُ» به معنای «اهلش» یا «خانوادهاش» است. این واژه در متون ادبی و دینی برای اشاره به خانواده یا نزدیکان یک فرد به کار میرود و مفهوم تعلق و نسبتی خانوادگی را در بر دارد. درک دقیق این واژه در متون کلاسیک، شناخت صحیح از روابط اجتماعی و فرهنگی آن دوره را تسهیل میکند.
فعل «رَاغَ» دارای معانی مختلفی است؛ از جمله «میل کرد»، «توجه کرد»، «سراغ کسی آمد» و «به صورت محرمانه آمد». برخی از مفسران بر این باورند که «رَاغَ» میتواند به معنای میل کردن به یک سو به منظور خدعه یا پنهانکاری نیز باشد. در عبارتی مانند «فَرَاغَ إِلَىٰ أَهْلِهِ فَجَاءَ» معنای آن این است که شخص بهصورت محرمانه نزد اهل خود رفت. مصدر این فعل، «رَغ» است و نشان میدهد که انسان میتواند طوری از حضور حاضران دور شود که کسی متوجه رفتنش نشود.
( آهله ) آهله. [ هَِ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث آهل.
- دار آهله؛ سرای آبادان. ( زمخشری ).
( اهلة ) اهلة. [ اَ هَِل ْ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ هِلال یعنی ماه نو. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات )( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).
اهلة. [ اَ ل َ ] ( ع اِ ) کسان. || کسان سرای. || زوجه. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || جای. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
اهلة. [ اَ هَِ ل َ ] ( ع اِ ) مال. ( ناظم الاطباء ). گویند: انهم لاهل اهلة. ( منتهی الارب ).
(اَ هِ لِّ ) [ ع. اهلة ] (اِ. ) جِ هلال، ماه های نو.
= هلال
ماههای نو، جمع هلال
( اسم ) جمع هلال ماههای نو. یا اهل. قمر. قسمتهایی از ماه که اهل زمین آنرا روئ یت کنند (هلال بدر تربیع... )
مال
{phases} [نجوم] تغییر شکل بخش روشن ماه و زهره و عطارد براثر تغییر وضع نسبی زمین و خورشید و اجرام فوق
اَهِلِّه (phase)
(جمع هلال) در اخترشناسی، شکل ظاهری ماه یا سیاره، به هنگامی که همه یا بخشی از نیمکرۀ روشن آن رو به زمین باشد. شکل ظاهری ماه، وقتی در مدارش به دور زمین در گردش است، با تغییر اندازۀ سطح روشن شده اش بر اثر نور خورشید تغییر می کند. ماه در هر بار مدارپیمایی به دور زمین (۲۹.۵ روز یا یک ماه قمری) یک چرخۀ کاملِ اهلّه را به صورت ماه نو، تربیع اول، بدر، و تربیع دومطی می کند. وقتی ماه بین زمین و خورشید قرار می گیرد، نور خورشید را به زمین باز نمی تاباند و دیده نمی شود. این همان مرحلۀ ماه نو است. با مدارپیمایی ماه بر گرد زمین، بخشی از ماه نور خورشید را به زمین می تاباند و یک هلال در سمت راست ماه به چشم می خورد. در این مرحله ماه روبه بَدر می رود. تربیع هنگامی رخ می دهد که نیمی از قرص ماه از دید زمین روشن باشد. با ادامۀ مدارپیمایی، به تدریج بخش های بیشتری از ماه روشن می شود. در مرحلۀ ماهِ کوژ، بزرگ تر از نیمه، سه چهارم قرص آن از زمین دیده می شود. مرحلۀ بدر یا ماه کامل زمانی رخ می دهد که زمین بین ماه و خورشید باشد و قرص ماه کاملاً روشن شود. پس از ماه بدر، با ادامۀ مدارپیمایی، به تدریج از بخش روشن سطح ماه کاسته می شود. ماه از مرحلۀ افول ماه کوژ به تربیع دوم می رسد، از آن پس هلال ماه همچنان رو به کاهش می گذارد تا سرانجام، بار دیگر به مرحلۀ ماه نو می رسد. سیاره هایی که مدارشان داخل مدار زمین قرار می گیرد، ازجمله عُطارد و زهره، چرخۀ کامل اهله را طی می کنند، این امر شامل سیارک هایداخل مدار زمین نیز می شود. مریخ ممکن است به صورت کوژ در تربیع دیده شود، این امر وقتی اتفاق می افتد که مریخ در آسمان، عمود به خط واصل زمین و خورشید باشد. ظاهرشدن مشتری به صورت کوژ به ندرت مشاهده شده است.
[ویکی الکتاب] معنی أَهِلَّة: هلالها(جمع هلال وهلال به معنی آن قسمتی از ماه که تاشب هفتم به صورت نیم دایره روشن دیده می شود بعد از آن تا شب چهاردهم را "قمر" و شب چهاردهم را بدرمی گویند)
معنی أَهْلَهُ: اهلش -خانواده اش
معنی رَاغَ: میل کرد - توجه کرد - سراغِ آنها آمد-به صورت محرمانه آمد (بعضی گفتهاند: میل کردن به یکسو به منظور خدعه است.در عبارت "فَرَاغَ إِلَیٰ أَهْلِهِ فَجَاءَ "یعنی:سپس محرمانه نزد اهل خود رفت از مصدر روغ به معنای این است که انسان طوری از حضور حاضران برود که...
ریشه کلمه:
اهل (۱۵۳ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
اهلة
جِ هلال؛ ماههای نو.