اهریمنی
مترادفها
شیطانی، دیوانوار
متضادها
ایزدی، ملکوتی، فرشتهگون
لغت نامه دهخدا
اهریمنی. [ اَ م َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به اهریمن. از اهریمن. شیطانی. منسوب به شیطان:
جهان را همی داشت با ایمنی
نهان گشت کردار اهریمنی.فردوسی.جهان شد پر از خوبی و ایمنی
ز بد بسته شد دست اهریمنی.فردوسی.به پیمان نباشد بر او ایمنی
بپوید همی راه اهریمنی.فردوسی.چون که نشویی بخرد روی جهل
برنکشی از سرت اهریمنی.عنصری.- تیغ اهریمنی؛ شمشیر بسیار بران:
به دست چپش نامدار ارمنی
ابا جوشن و تیغ اهریمنی.فردوسی.- دام اهریمنی؛ دام شیطانی:
به بهرام گفت از چه سخت ایمنی
نگه کن بدین دام اهریمنی.فردوسی.- دست اهریمنی؛ نیروی شیطانی:
ابا شادمانی و با ایمنی
ز بد دور وز دست اهریمنی.فردوسی ( شاهنامه چ مسکو ج 7 ص 199 ).- کردار اهریمنی؛ رفتار و عمل شیطانی:
چه دیدی ز من تا تو یار منی
ز گفتار و کردار اهریمنی.فردوسی.
فرهنگ فارسی
نسبت است به اهریمن
جمله سازی با اهریمنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آل یک گونه از موجودات اهریمنی در باور مردمان قفقاز، ایران، آسیای میانه و بخشهایی از جنوب روسیه است.
💡 برای خاتمی، اهریمنی ببرید انگشتش ز سوز دل به حال آن سلیمان زمان نالم
💡 دویل جین که قصد تصاحب قدرت شیطانی جینپاچی را داشت و میخواست که تمام قدرت اهریمنی ازآن خودش باشد، به جینپاچی حمله میکند ولی جینپاچی او را شکست میدهد.
💡 بر برگ لاله سنبلی یا سبزه بر گرد گلی بگرفتهای خاتم ز جم ای خط مگر اهریمنی
💡 او در تمامی فصول مجموعۀ آواتار آخرین بادافزار، شخصیّتی اهریمنی داشته است؛ بهطوریکه در حملۀ اقوام آتش به سرزمینهای خاک(که آزولا پشتیبانی تسلیحات را برعهده داشت) لانگ فنگ (فرمانده ارشد ارتش دایلی ملّت خاک) را که قصد داشت حکومت را دست بگیرد را شکست میدهد
💡 گرد صحرای قدم پوییم چون تر دامنان زین هوس خانهٔ هوا تا کی نه ما اهریمنیم