انقضا

لغت نامه دهخدا

انقضا. [ اِ ق ِ ] ( ع اِمص ) انقطاع. درگذشتگی. انتها. انجام. ( از ناظم الاطباء ). سرآمد. ( یادداشت مؤلف ): هیچکس از ایشان بیش از مدت حیات وفاننمود و بعد از انقضای عمر بکاری نیامد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ جعفر شعار ص 9 ). و رجوع به انقضاء شود.

فرهنگ عمید

۱. سپری شدن، به سر آمدن.
۲. [قدیمی] نابود گردیدن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) گذشتن بسر آمدن سپری شدن نابود گردیدن: انقضای مدت انقضای دور. خوارزمشاهیان. ۲ - ( اسم ) سپری شدگی نابودی.

جمله سازی با انقضا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنگره روز ملی انتخابات را تعیین می‌کند. امروزه، گزینندگان در سه شنبه پس از اولین دوشنبه نوامبر یک سال پیش از انقضای دوره رئیس‌جمهور برگزیده می‌شوند.

💡 ـ چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید، آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضای مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجرای گذارده خواهد شد.

💡 سال ۲۰۰۰: فرگوسن در این فصل منچستر را به ششمین قهرمانی‌اش در لیگ برتر با اختلاف ۱۸ امتیازی نسبت به آرسنال رهنمون کرد. در ۸ مه فاش کرد که پس از انقضای مربیگری‌اش در سال ۲۰۰۲ منچستر را تنها می‌گذارد اما همچنان می‌خواهد در اداره باشگاه نقش داشته باشد.

💡 اختیار معامله مدت معینی دارد. حق خرید یا فروش دارایی در یک قیمت معین فقط تا تاریخ انقضایی که قبلاً مشخص شده است، امکان خواهد داشت. پس از اینکه تولیدکننده، برای یکی از مشتریان (سهام‌داران یا یکی از ذینفعان) خود، اختیار خرید یا فروش صادر نمود، این اختیار خرید یا فروش در بورس، مورد معامله قرار می‌گیرد، نرخ خرید یا فروش یک قرارداد اختیار، بر اساس رقابت در بورس، تعیین می‌شود.

💡 و قال ابن جریر: «مَعِیشَةً ضَنْکاً» ای یسلب القناعة حتّی لا یشبع، و قیل کسبا خبیثا و عملا سیّئا فی الدّنیا، و قیل اراد به عیش الدّنیا، لانّ عیش الدنیا ضنک ضیق لانقضائه و قصر مدّته و کثرة توابعه.