لغت نامه دهخدا
انتخاب کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برگزیدن:
هلاک مشرب صیاد دام بر دوشم
که جای گل ز چمن بلبل انتخاب کند.سلیم ( از آنندراج ).
انتخاب کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برگزیدن:
هلاک مشرب صیاد دام بر دوشم
که جای گل ز چمن بلبل انتخاب کند.سلیم ( از آنندراج ).
برگزیدن
انتخاب، برگزیدن چیزی یا کسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سال ۲۰۱۸، بازیکنان با بیشترین آراء در هر کنفرانس به عنوان کاپیتان تیم تعیین میشوند و میتوانند اعضای تیم خود را بدون توجه به کنفرانس انتخاب کنند. لبرون جیمز و استفان کری اولین بازیکنانی بودند که کاپیتان تیم شدند و اعضای تیم خود را انتخاب کردند.
💡 پس از ایجاد اختلافات در حزب اعتماد ملی بر سر پذیرش استعفای مهدی کروبی، سرانجام با جدا شدن رسول منتجب نیا و جمع کثیری از یاران مهدی کروبی از اعتماد ملی که مخالف استعفای کروبی بودند و تأسیس حزب جمهوریت ایران اسلامی، در نیمه اسفندماه 1399، شورای مرکزی حزب اعتماد ملی استعفای دبیرکل این حزب را پذیرفت و الیاس حضرتی را به عنوان جایگزین او انتخاب کردند.
💡 "[...] در ویژگیهای ذاتی عکاسی در دو مرحله عمل چیدن صورت میگیرد. دفعه اول انتخاب کردن و جدا کردن تکه هائی از آنچه رویت میشود. نوبت بعدی پردازش و عینیت بخشیدن به عناصر به دست آمده از نوبت اول است که به صورت تصویر درآمده _ وقتی که ما بخواهیم چند تا از این تصاویر را