جمعِ واژهٔ «مال» است و در زبان فارسی و متون کلاسیک به معنای داراییها، داراییهای مادی و هر آن چیزی به کار میرود که شخصی مالک آن باشد. این واژه در فرهنگهای معتبر زبان فارسی، مانند منتهیالارب، ناظمالاطباء و فرهنگ فارسی معین، به معنای املاک، اسباب، کالاها، متاع، دارایی، ثروت و هرگونه سرمایهٔ قابل تملک آمده است. به بیان دیگر، شامل تمام داراییهایی است که فرد یا نهادی میتواند مالک آنها باشد و از آنها بهرهبرداری اقتصادی یا شخصی کند.
در متون تاریخی و ادبی فارسی نیز این واژه کاربرد فراوانی داشته و اغلب در کنار مفاهیمی مانند املاک، اسلحه، معاملات و دیگر داراییها ذکر شده است. برای نمونه در تاریخ بیهقی آمده است: «کدخدای اعمال و اموال و تدبیر بر این جمله است»، که نشاندهندهٔ پیوند میان مدیریت امور و ساماندهی داراییهاست. همچنین در ترجمهٔ تاریخ یمینی در مواردی به صرف اموال برای ساختوساز یا به دست آوردن دارایی دشمنان پس از پیروزی در نبرد اشاره شده است؛ مانند این عبارت که «اموال بسیار در عمارت آن صرف کرد» یا «او را بشکست و اموال و رحال و اثقال او برگرفت».
به طور کلی، در متون کهن فارسی نهتنها به داراییهای اقتصادی، بلکه به مجموعهٔ گستردهای از داراییهای قابل تملک اشاره دارد که میتواند شامل زمین، کالا، ابزار، سلاح و دیگر متعلقات باشد. این واژه در بسیاری از منابع تاریخی در زمینههای حکمرانی، جنگ، تجارت و ادارهٔ امور کشور به کار رفته است. از این رو، این مفهوم در زبان فارسی همواره با مفاهیمی چون مالکیت، ثروت، دارایی و مدیریت منابع پیوندی نزدیک داشته و در بررسیهای تاریخی، حقوقی و اقتصادی جایگاه مهمی یافته است.
اموال. [اَم ْ ] ( ع اِ ) ج ِ مال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).املاک و اسباب و امتعه و کالا و دولت و ثروت و هر چیزی که کسی مالک و دارا باشد. ( ناظم الاطباء ). خواسته ها. مالها. ( فرهنگ فارسی معین ): کدخدای اعمال و اموال و تدبیر بر این جمله است.( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 394 ). اموال بسیار در عمارت آن صرف کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). اموال و اسلحه ایشان که کابراً عن کابر بل کافراً من کافر میراث رسیده بود بغنیمت بیاوردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). او رابشکست و اموال و رحال و اثقال او برگرفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). بر ملک فارس مستولی شد و اموال و معاملات بستد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). و رجوع به مال شود.
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مال، خواسته ها، مال ها.
= مال۲
جمع مال
( اسم ) جمع مال خواسته ها مالها.
اموال ( به هلندی: Omval ) یک منطقهٔ مسکونی در هلند است که در آمستردام واقع شده است.
رجوع شود به:دارایی
[ویکی فقه] اَمْوال، اصطلاحی در فقه اسلامی که به مباحثی درباره جمع و خرج دارایی های عمومی می پردازد.
در سده های نخست اسلامی، آثاری مستقل در موضوع اموال به رشته تحریر درآمده است.
اموال و عواید مالی دولت اسلامی
اموال و عواید مالی دولت اسلامی از منابع گوناگونی فراهم می گردد: نخست ثروتهای طبیعی مانند زمین، دریا، جنگل و معادن؛ دوم غنایم جنگی؛ سوم مالیات هایی چون خراج و جزیه؛ و سرانجام پرداختهای عبادی و تبرعی از جمله زکات، احباس و اوقاف. سیره رسول اکرم - صلی الله علیه وآله وسلم- به عنوان ضابطه و قانونی عملی، خود نخستین گام در تدوین مقررات مالی دولت اسلامی به شمار می آید. روش آن حضرت مبنی بر چگونگی تقسیم اموال به دست آمده از اهل بحرین، قضیه اموال بنی نضیر بیانات عمومی آن حضرت درباره غنایم و ثروتهای طبیعی و بسیاری نمونه های دیگر، به عنوان سنتی لازم الاجرا در دوره های بعد مورد استناد قرار گرفته است. برای نمونه، برپایه سنت پیامبر- صلی الله علیه وآله وسلم- در اخذ جزیه از اهل کتاب که برگرفته از سخنان و نامه های ایشان است، چگونگی و میزان جزیه در حکومت اسلامی را می توان استنباط کرد و در دوره فتوح، این سنت مبنای عمل سرداران مسلمان بود.
← دوره فتوح
افزون بر ضوابط تعیین شده در سنت نبوی، برخی شیوه های کاربردی خلفای نخستین، خود دست مایه ای شد تا فقیهان و محدثان مخصوصاً در روزگار عباسیان، با بهره گیری از آن ها به تدوین مباحث اموال و طبقه بندی آنها بپردازند و آثاری نظری و گاه کاربردی در این موضوع تألیف کنند. با اینکه فقیهان همیشه اشراف و نظارتی مستقیم بر نظام مالی دولت اسلامی نداشتند، اما از نظر تطبیق مبانی نظری، آراء و آثار فقهی آنان از اهمیت کاربردی بسزایی برخوردار بوده است؛ زیرا احکام و مسائل مرتبط به امور خلافت، می بایست توسط فتاوی فقیهان با قوانین شرع منطبق می گردید. از این رو، در میانه سده ۲ق که شام منطقه ای حساس و جهادی بود، اقتضای محیط، فقیهی چون اوزاعی را بر آن داشت تا با تألیف اثری با عنوان السیر، در خلال پرداختن به احکام جنگ، ضوابط مربوط به اموال مسلمانان را نیز تدوین نماید.
← گامهای ابتدایی
...
[ویکی الکتاب] معنی أَمْوَالٌ: مالها
معنی أَمْوَالَکُم: اموال شما
معنی دَمَّرَ: هلاک کرد(اعم از انسان،جنبندگان و اموال)
معنی تُدَمِّرُ: هلاک می کند (اعم از انسان،جنبندگان و اموال)
معنی دَمَّرْنَا: هلاک کردیم (اعم از انسان،جنبندگان و اموال)
معنی مِیرَاثُ: میراث - به ارث رسیده - آنچه از اموال میت که به بازماندگانش می رسد
معنی أَقْنَیٰ: سرمایه قابل ذخیره بخشید(قنیه به معنای اموال ماندنی از قبیل خانه و باغ و حیوان بخشید)
معنی نَصِیبٌ: بهره وسهم (اصل آن از نصب به معنای به پا داشتن است و بهره و سهم را به این مناسبت نصیب خواندهاند که هر سهمی هنگام تقسیم از سایر اموال جدا میشود تا با آن مخلوط نگردد )
معنی نَصِیبَکَ: بهره وسهم تو(اصل آن از نصب به معنای به پا داشتن است و بهره و سهم را به این مناسبت نصیب خواندهاند که هر سهمی هنگام تقسیم از سایر اموال جدا میشود تا با آن مخلوط نگردد )
معنی نَصِیبُهُم: بهره وسهم آنان(اصل آن از نصب به معنای به پا داشتن است و بهره و سهم را به این مناسبت نصیب خواندهاند که هر سهمی هنگام تقسیم از سایر اموال جدا میشود تا با آن مخلوط نگردد )
معنی عِشَارُ: شتران حامله ایی که ده ماه از حملشان می گذرد - کنایه از اموال نفیس و گرانبها (جمع عشراء است وعشراء به معنای ماده شتر حاملهای است که ده ماه از حملش گذشته باشد، و همچنان عشرائش مینامند تا وقتی که بچهاش را بزاید، و چه بسا که بعد از زائیدن هم آن را عشرا...
معنی أَولِیَاءَ: دوستان-سرپرستان-صاحب اختیاران (کلمه اولیا جمع کلمه ولی است، که از ماده ولایت است، و ولایت در اصل به معنای مالکیت تدبیر امر است، مثلا ولی صغیر یا مجنون یا سفیه، کسی است که مالک تدبیر امور و اموال آنان باشد، که خود آنان مالک اموال خویشند، ولی تدب...
ریشه کلمه:
مول (۸۶ بار)
جِ مال؛ خواستهها، مالها.