العمر
مترادفها
عمر، زندگی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
عمر (۲۷ بار)
عمارة به معنی آبادکردن است.. زمین رازیرورو و آباد کردند بیش از آنچه اینها آباد کردند. عمر(بروزن عنق و فلس)دوران زندگی و مدت آبادی بدن به وسیله حیات و روح است.. عمر در آیه بر وزن (عُنُق)است و در آیه.بروزن (فلس)است طبرسی و راغب گویند:هردو وزن به یک معنی است ولی قسم مخصوص به وزن(فلس)است. علت آن اخّف بودن فتح میباشد. در تمام قرآن فقط در این آیه به عمر حضرت رسول«صلیاللَّهعلیهوآله» سوگندیادشده ابن عباس گوید:خدا احدی را گرامیتر به خود از محمد«صلیاللَّهعلیهوآله» نیافریده و نشنیدم خدا به زندگی کسی قسم بخورد جز به حیات آن حضرت. *** تعمیر: اعطاء زندگی.. آیا زندگی ندادیم به شما آیا زنده نگاه نداشتیم شمارا مدتی که پندشنو در آن متذکّر میشد؟! *** عمره:عمل مخصوصی است از اعمال حّج. وآن چنین است که شخص از میقات احرام بسته وارد مکّه میشود هفت بار کعبه را طواف کرده در مقام ابراهیم«علیهالسلام»نماز طواف میخواند آنگاه میان دو تلّ صفاومروه هفت بارسعی و رفت وآمد میکند سپس به نیّت تقصیر قسمتی از موی شارب(مثلاً)را میگیرد و باتقصیر آن، عمل تمام است. طبرسی فرموده عمره ازعمارة است وآن به معنی زیادت میباشد که آبادکننده زمین آن را به وسیله عمارت زیادت میدهد. نگارنده گوید:بنابراین علت تسمیه عمره زایدبودن آن بر حّج است و یا آن،باعث آبادبودن بیت اللّه است.. آیامراد از تعمیرحفظ بنا و ترمیم آن است یاآباد نگاه داشتن به وسیله نظافت و چراغ روشن کردن و نمازخواندن وغیر اینهاست ؟ویابه وسیله اقامت در آن است ؟که عماره مکان بهر سه معنی آمده است. به احتمال قوی مراد حفظ بناوترمیم آن است که ظهور عمارت درآن است و آیه ماقبل که فرموده:«ماکانَ لِلْمُشْرِکینَ اَنْ یَعْمُروُا مَساجِدَاللّهِ...»ظهورش در ترمیم بناست نه زیارت و نماز خواندن. ایضاًآیه «اَجَعَلْتُمْ سِقایَةَالْحاجّ ِوَعِمارَةَالْمَسْجِدِالْحَرامِ...»که گذشت ظهورش در اصلاح بناست..استعمار بنابراستفعال طلب عمارت است یعنی خدا شمارااززمین آفریده واز شما آبادی آن را خواسته است وآن عبارت اخرای خلیفةاللّه بودن انسان است. بعضیها آن را عمردادن گفتهاند ولی برخلاف ظاهراست.. آیه شریفه گرچه مفهوماً اعّم است ولی جهت نزول آن مبیّن فضیلت علی بن ابیطالب«علیه السلام»است. عیاشی در تفسیر خود از ابی بصیر از امام صادق«علیه السلام»نقل کرده که فرموده به امیرالمؤمنین صلوات اللّه علیه گفتند:از افضل مناقب خویش ما را خبرده. فرمود:آری من وعبّاس و عثمان بن ابی شیبه درمسجد الحرام بودیم. عثمان بن ابی شیبه گفت:رسول خدا کلیدهای کعبه را به من داد. عباس گفت: رسول خدا سقایة را که زمزم باشد به من داده(تأمین آب حاجیان)ولی یا علی به تو چیزی نداده است سپس خدا نازل فرموده«اَجَعَلْتُمْ سِقایَةَالْحاجّ ِ وَعِمارَةَ الْمَسْجِدِالْحَرامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فی سَبیلِ الّلهِ لایَسْتَوُونَ عِنْدَالّلهِ». در مجمع آن به تعبیر دیگری نقل کرده و به جای عثمان،طلحة آورده و از تفسیرطبری و غیره نیز نقل شده است.. رجوع شود به «رّق» و روایات و تفسیر.
جمله سازی با العمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امروزه خلیفه جماعت مسلمین احمدیه به وسیله نمایندگانی از سراسر کشورهایی که دارای جمعیت قابل توجه احمدی است انتخاب میشود و با اینکه اکثر خلفا از فرزندان و نسب میرزا غلام احمد بودند اما در آئین احمدی خلافت به صورت موروثی نیست و در کل خُلفا توسط نمایندگان جماعت احمدی در سرتاسر دنیا و به صورت مادام العمر انتخاب میشوند.
💡 همچنین ۲۴ خردادماه در پی حوادث انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸) مجدد دستگیر و این بار دادگاه او را به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادامالعمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی، محکوم کرد.
💡 در حدود سال 1787 با تئودور گوتلیب فون هیپل جوان (1775-1843)پسر یک کشیشو برادرزاده تئودور گوتلیب فون هیپل بزرگ نویسنده مشهور دوست امانوئل کانت دوست شد. در طول سال 1792 هر دو در برخی از سخنرانی های کانت در دانشگاه کونیگزبرگ شرکت کردند. دوستی آنها اگرچه اغلب با تفاوت اجتماعی فزاینده مورد آزمایش قرار می گرفت اما مادامالعمر بود.
💡 فدراسیون بینالمللی شطرنج (فیده) بر اساس نتایج بازیکنان شطرنج در رقابتهای مختلف، عنوانهایی را به آنها اعطا میکند. این عنوانها معمولاً بر اساس ریتینگ الو شطرنجباز و کسب تعداد معینی نُرم استادی اعطا میشود. این عنوانها مادامالعمر است و به جز تعدادی از آنها که خاص زنان است، برای بقیه هیچ محدودیت جنسیتی وجود ندارد.
💡 چنانچه حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند که «آفت العمران من جور السلطان» یعنی «خرابی معموره ها، از جور و ستم پادشاه است» و دیگر می فرماید: «من ظلم رعیته نصر اعدائه» یعنی «هر که بر رعیت خود ظلم کند یاری دشمنان خود کرده».
💡 دادگاه تجدید نظر نیز در دی ماه ۱۳۸۸ محکومیت او را (شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادامالعمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی) تأیید کرد.