اقویا
مترادفها
نیرومندان، قویها، قدرتمندان
متضادها
ضعیفا، ناتوانان
لغت نامه دهخدا
اقویا. [ اَق ْ ] ( از ع، ص، اِ ) مردمان قوی و توانا و زورآور، ضد ضعفا. ( ناظم الاطباء ). زورمندان. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به اقویاء شود.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع. ] (ص. اِ. ) جِ قوی، نیرومندان.
فرهنگ عمید
= قَوی
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) جمع قوی نیرومندان توانایان زور آوران مقابل ضعفائ: (ضعفا از عهد. اقویا بر نیایند. )
مردمان قوی و توانا و زور آور. زورمندان.
ویکی واژه
جِ قوی؛ نیرومندان.
جمله سازی با اقویا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و آنگاه پادشاهی عادل سایس باید تاسویت میان خلق نگاه دارد و دفع شر و تطاول اقویا کند از ضعفا و حافظ و حامی رعایا باشد تا هرکس بامن و فراغت بکار خویش مشغول توانند بود.
💡 فتنه هاروت ماروت یکی از نشانه های ایشانست و حادثه داود و جالوت یکی از افسانه های ایشان، ناقصانی که کاملان در بندایشانند و ضعیفانیکه اقویاء در کمند ایشان.
💡 در ضعیفان می گریزند اقویا روز سیاه شیر را در پرده شب از نیستان چاره نیست
💡 در میدانهای نبرد تاریخی، تنها اقویا و شجاعترین سربازان قادر بودند در برابر هجوم دشمنان ایستادگی کرده و از خاک میهن خود به بهترین نحو دفاع کنند.
💡 برای رسیدن به اوج آمادگی جسمانی، ورزشکاران اقویا باید رژیم غذایی بسیار دقیق و تمرینات سنگینی را به صورت روزانه و بدون وقفه در باشگاه دنبال کنند.
💡 در فرهنگهای باستانی، همیشه نقش اقویا و قهرمانان افسانهای در حفظ عدالت و برقراری نظم میان مردم برجسته و مورد ستایش بزرگان و حکیمان بوده است.