اقل

لغت نامه دهخدا

اقل. [ اَ ق َل ل ] ( ع ن تف ) کمتر و اندک تر. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج )( غیاث اللغات ). بسیار کم. کوچکتر. ( ناظم الاطباء ).
- اقل الحاج؛ کمترین حاجی.
- اقل العباد؛ کمترین بندگان. ( ناظم الاطباء ). ( برای فروتنی بکار رود ).
- رجل اقل؛ مرد درویش که از او اندکی از غنا باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
- عبد اقل؛ غلام کم قیمت تر.( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).

فرهنگ معین

(اَ قَ لّ ) [ ع. ] (ص تف. ) کمتر، اندک تر.

فرهنگ عمید

۱. کمتر، اندک تر.
۲. کمترین.

فرهنگ فارسی

کمتر، اندکتر، کمترین
( صفت ) کمتر کمینه. یا اقل درجه. کمترین پایه. یا اقل قلیل. کم از کم حداقل. یا اقل مراتب. اقل درجه. یا اقل و اکثر. کم و بیش کمتر و بیشتر.

دانشنامه عمومی

اقل ( به انگلیسی: Aghal ) یک منطقهٔ مسکونی در پاکستان است که در مناطق قبیله ای فدرال واقع شده است.
اقل ۲٬۰۸۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَقَلَّ: کمتر
معنی أَلَم أَقُل: آیا (مگر)نگفتم
معنی لَمْ أَقُلْ: نگفتم
ریشه کلمه:
قول (۱۷۲۲ بار)

ویکی واژه

کمتر، اندک

جمله سازی با اقل

💡 تاگرفتی ملک هفت اقلیم در زیر قلم دولت عالیت را هستند هفت اختر عیال

💡 در زیر فهرستی از بازی‌هایی با حداقل هشت گل زده، شامل حداقل سه گل توسط هر تیم، وجود دارد.

💡 عقل را هرگز کند عاقل به سودا اختیار؟ چاره دیوانگی کن ای که عاقل گشته‌ای

💡 مجلس عشقست و ما سرمست و ساقی در حضور عاقل مخمور را اینجا مجالی هست نیست

💡 به‌طور کلی اقلیم عبارت است از تأثیر عوامل فیزیکی و جوی یک محیط که خصوصیت جغرافیایی یک محل آن را مشخص می‌کند.

💡 ۲. شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، باقر عاقلی، جلد ۲، صفحهٔ ۸۰۲.