اقدامات
مترادفها
اقدامات، تدابیر، کارها
لغت نامه دهخدا
اقدامات. [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اقدام. رجوع به اقدام شود.
فرهنگ فارسی
جمع اقدام
ویکی واژه
procedura
جمله سازی با اقدامات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمان خلیفۀ دوم تا ایام خلافت عبدالملک بن مروان چندین بار سپاهیان اسلام به حدود مکران و سند حمله بردند و درمواردی برخی از بلاد آن نواحی را نیز به تصرف درآوردند ولی بر روی هم، هیچ یک از این اقدامات نتیجۀ قطعی و نهایی حاصل نشده بود.
💡 ا. میلسپو دربارهٔ رضاشاه نوشت: «او روی هم رفته، مملکت را پاک دوشید؛ روستاییان، عشایر و زحمتکشان را بیچاره کرد و از زمینداران باجهای هنگفت، گرفت. در عین آنکه اقداماتش طبقه جدید «سرمایهداران-تجار»، انحصارگران، پیمانکاران و مقربین سیاسی را غنی ساخت؛ تورم، مالیاتهای سنگین و دیگر عوامل، سطح زندگی مردم را کاهش دادند.»
💡 موضوع بنیانگذاری کارخانۀ ایرالکو در سال ۱۳۴۶ ه.ش به تصویب هیئت دولت رسید و اقدامات مربوط به نصب تأسیسات و ساختمان از سال ۱۳۴۸ با همکاری شرکت رینولدز آمریکا آغاز گردید و در سال ۱۳۵۱ با دو خط تولید و ظرفیت ۴۵٬۰۰۰ تن در سال، مورد بهرهبرداری قرار گرفت.
💡 در زمان ریاستجمهوری ریچارد نیکسون او در قالب «پروژه استقلال» اعلام کرد قصد دارد ۱۰۰۰ نیروگاه اتمی بسازد و تا ۲۰۰۰ نیروگاه را طرحریزی کند؛ این اقدامات موجب ایجاد مخالفتهایی در نیوانگلند شد و در ۱۹۷۵ موجبات تأسیس کلمشل را فراهم کرد.