اقتضاء

کلمه «اقتضاء» از ریشه «ق-ض-ی» در زبان عربی گرفته شده و به معنای ایجاب کردن، ضرورت داشتن یا مستلزم بودن چیزی است. این واژه غالباً در متون فقهی، فلسفی و منطقی به کار می‌رود و نشان می‌دهد که یک امر یا حکم، بر اساس شرایط یا مبانی موجود، اجتناب‌ناپذیر یا لازم است. اقتضاء می‌تواند به معنای «لزوم طبیعی یا منطقی یک امر» نیز باشد و معمولاً با مفاهیمی مثل ضرورت عقلی یا اقتضای حکم همراه است. در فقه، از این واژه برای بیان این که حکم شرعی یا قانونی چیزی را ایجاب می‌کند، استفاده می‌شود. این کلمه همچنین در ادبیات و علوم اجتماعی برای نشان دادن روابط علت و معلول و الزامات رفتاری به کار می‌رود. اقتضاء بیانگر آن است که یک نتیجه یا رفتار از پیش‌شرط‌ها و مقتضیات ناشی می‌شود و اجتناب‌ناپذیر است. در فلسفه، این واژه می‌تواند به معنای «نتیجه منطقی یک قضیه» تعبیر شود که بدون آن نتیجه، تناقض رخ می‌دهد. به طور کلی، اقتضاء بر لزوم، اجبار و استلزام اشاره دارد و کاربرد دقیق آن بسته به زمینه علمی، دینی یا فلسفی متفاوت است. این واژه هم در گفتار روزمره و هم در متون تخصصی نشان‌دهنده ضرورت یا الزام است. فهم درست این واژه نیازمند توجه به زمینه کاربرد و شرایطی است که آن را ایجاب می‌کنند.

لغت نامه دهخدا

اقتضاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) وام بازخواستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). وام بازاستدن.( تاج المصادر بیهقی ). || تقاضا کردن. ( المصادر زوزنی ) ( ناظم الاطباء ). طلب نمودن:
همیشه تا بجهان اقتضای طبع آن است
که گرم و سرد برآید بخار از آتش و آب.مسعودسعد.گر اقتضای زمان دور باز سرگیرد
بنات دهر نزایند بهتر از تو بنین.سعدی.|| ( اصطلاح فقه ) خواستن فعل است با منع کردن از ترک آن که آنرا ایجاب گویند و بدون منع کردن از ترک آنرا استحباب گویند یا طلب کردن است ترک فعل را با منع از خود فعل، آنرا حرام گویندو بدون منع از فعل آنرا کراهت گویند. ( از تعریفات سید جرجانی ).اقتضاء شامل وجوب و ندب و حرمت و کراهت میشود. ( از نفایس الفنون در کلمه حکم ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) وام خود را بازخواستن. ۲ - (مص ل. ) درخور بودن. ۳ - (اِمص. ) خواهش، درخواست. ۴ - لزوم.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] طلب ادا کردن حق و همچنین دلالت و استلزام را اِقتضاء می گویند که از اقتضاء به معنای اول به مناسبت در باب تجارت و دین سخن رفته است و از اقتضاء به معنای دوم در اصول فقه، مباحث الفاظ سخن گفته اند که به مباحث آن اشاره می شود. تاثیر در تحقق شیء یا در علم به شیء می باشد.
اقتضا، در لغت به معنای استدعا و طلب است و در اصطلاح، گاهی در موردی استعمال می شود که مقتضی، در ثبوت واقعی شیء اثر می کند؛ در این صورت، معنای اقتضا عبارت است از « علیت »، مانند: «النار مقتض للحرارة»، یعنی آتش، تاثیر واقعی در ایجاد حرارت واقعی دارد و ارتباطی به علم و آگاهی ندارد؛ این اقتضا را «اقتضا به نحو علیت و تاثیر» می نامند ( اقتضای ثبوتی ).
مناهج الوصول الی علم الاصول، خمینی، روح الله، ج۱، ص۲۹۹.
و گاهی کلمه اقتضا، در علیت برای « علم به ثبوت شیء » استعمال می شود که معلول ثبوت واقعی شیء نیست، بلکه معلول اطلاع و علم به آن شیء است ( اقتضای اثباتی )، مثل این که گفته می شود: فلان روایت، اقتضای وجوب نماز جمعه را دارد یا نه، که در این مثال، مقصود این است که آیا آن روایت، شانیت ایجاد علم به وجوب نماز جمعه را در مکلف دارد یا نه؛ این اقتضا را « اقتضا به نحو کشف دلالت » می نامند.
نکته
یکی از موارد بحث اقتضا در علم اصول این است که آیا امر به شیء مقتضی نهی از ضد آن می باشد یا خیر.
الفروق المهمة فی الاصول الفقهیة، قدسی مهر، خلیل، ص۶۸.
...

جمله سازی با اقتضاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال علی بن ابی طالب (ع): «انّکم تقرّون الوصیّة قبل الدّین و بدأ رسول اللَّه بالدّین قبل الوصیّة»، هر چند که اللَّه تعالی ابتدا بوصیت کرد آن گه دین گفت، امّا رسول خدا که مبیّن احکام شریعت بود، و امین درگاه عزّت ابتدا بدین کرد در مال میّت، آن گه بوصیت. یعنی که آیت اقتضاء جمع میکند نه اقتضاء ترتیب. و اجماع علما و فقها آنست که در ترکت نخست قضاء دین است، پس تنفیذ وصیّت، پس تقویم سهام و قسمت مواریث.