اعتقادی

لغت نامه دهخدا

اعتقادی. [اِ ت ِ ] ( اِ ) بهمان معنی اعتقاد است که فارسیان گاهی یاء معروف بدان ملحق کنند. ( آنندراج ):
تویی مراد و تویی مطلب و تویی مقصود
همه توئی و همین است اعتقادی ما.ملاشانی تکلو ( از آنندراج ).
اعتقادی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) هر چیز که شخص به آن معتقد بود و آنرا باور کرده باشد. ( ناظم الاطباء ). منسوب به اعتقاد بمعنی باور داشتن. معتقد بودن. یقین داشتن.

فرهنگ فارسی

ماخوذ از تازی هر چیز که شخص بان معتقد بود و آنرا باور کرده باشد.

جمله سازی با اعتقادی

💡 بون سیستم اعتقادی همزادگرا و شماتیک کشور، شامل پرستش طبیعت است که از ما قبل پیدایش بودیسم وجود داشته. تعداد بسیار اندکی از شهروندان به‌طور انحصاری باین گروه مذهبی پای‌بند هستند تعلق دارند.

💡 از ره نیک اعتقادی در ره نیکو دلی خواستم مرکهتران خویشتن را کار و بار

💡 همچنین جلسات عمومی هفتگی نیز شبهای جمعه در زیرزمین منزل مسکونی‌ وی (که به صورت حسینیه دایمی درآمده‌ بود) برگزار می‌شد که ماهیت این جلسات تفسیر قرآن با رویکرد تربیتی، اعتقادی و اخلاقی بود.

💡 بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه‌هایی است که مبانی آنها مادی گری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می‌شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاه‌ها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.

💡 آدابِ مناظِره، مجموعه ضوابطی که هنگام بحث و گفت‌وگوی فلسفی، علمی، دینی و اعتقادی باید مراعات شود.

💡 از مهم‌ترین آثار وی در این دوره می‌توان به رویکرد جدید به تحقیقات روانی، خدا و فلسفه، مقدمه‌ای بر فلسفه غرب، حیوان خردمند و فلسفه اعتقادی هیوم اشاره کرد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز