اطلاعی
این واژه در زبان فارسی به معنای منسوب به «اطلاع» به کار میرود. نسبت دادن چیزی یا کسی به «اطلاع» میتواند مفاهیم گوناگونی را در بر بگیرد که عمدتاً به حوزه آگاهی، خبر و دانش مرتبط است. به عبارت دیگر، وقتی صفتی را با این پسوند میسازیم، آن صفت بر وجود نوعی ارتباط با مقوله اطلاعرسانی، آگاهیبخشی یا کسب خبر دلالت دارد. بر اساس آنچه در فرهنگهای لغت، از جمله فرهنگ ناظم الاطباء، بدان اشاره شده است، این واژه از ریشه عربی «اطلاع» گرفته شده و پسوند نسبی «ی» در زبان فارسی برای ساخت صفت به آن الحاق گردیده است. کاربرد این واژه در متون کهن و معاصر فارسی نشاندهنده آن است که برای توصیف پدیدهها، اشخاص یا اسنادی به کار میرود که به نوعی با امر اطلاع و آگاهی در پیوند هستند. برای دریافت معنای دقیقتر و کاربردهای گوناگون این واژه در بسترهای مختلف زبان فارسی، توصیه میشود به مدخل اصلی «اطلاع» در فرهنگهای معتبر مراجعه شود. مطالعه ریشهای و دقیق این واژهها میتواند به درک بهتر ظرایف معنایی آنها و استفاده درستتر در نوشتار و گفتار کمک شایانی نماید.
مترادفها
آگاه، مطلع، خبردار، خبررسان
متضادها
بیاطلاع، نادان
لغت نامه دهخدا
اطلاعی. [ اِطْ طِ ] ( ص نسبی )منسوب به اطلاع. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اطلاع شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به اطلاع
جمله سازی با اطلاعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سازمانهای دولتی موظف هستند از طریق رسانههای مختلف، گزارشهای اطلاعاتی دقیقی درباره تغییرات قوانین جدید را به اطلاع عموم مردم برسانند.
💡 برخورد با اخبار جعلی در فضای مجازی نیازمند استفاده از منابع اطلاعاتی معتبر و تایید شده توسط نهادهای رسمی و علمی کشور است.
💡 در این مقاله علمی، نویسنده تلاش کرده است تا با ارائه دادههای اطلاعاتی جدید، دیدگاههای متفاوتی را درباره پدیده تغییرات اقلیمی مطرح کند.