اسم و رسم دار
مترادفها
مشهور، معروف، نامدار، پرآوازه، شناختهشده
متضادها
گمنام، بینام و نشان، ناشناخته
فرهنگ معین
(اِ مُ رَ ) (ص مر. ) کنایه از: سرشناس، معروف.
ویکی واژه
کنایه از: سرشناس، معروف.
جمله سازی با اسم و رسم دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 داستان عشق جوان دلدادهای به نام «سیروس» که تنها فرزند خانوادهٔ اسم و رسم داری است که عاشق یک زن روسپی شده و با وی ازدواج میکند.
💡 این رستوران قدیمی در مرکز شهر واقع شده و به دلیل استفاده از مواد تازه و طعمهای اصیل، به مکانی بسیار اسم و رسم دار تبدیل شده است.
💡 او پس از سالها تلاش مستمر در عرصه هنر، توانسته است به یک بازیگر اسم و رسم دار در صنعت سینمای کشور تبدیل شود و مورد تحسین قرار گیرد.
💡 برای خرید لوازم الکترونیکی، بهتر است به فروشگاههای اسم و رسم دار مراجعه کنید تا از کیفیت محصولات و خدمات پس از فروش خود کاملاً مطمئن باشید.